انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
مى شود، مع الوصف همه و يا بسيارى از آنها بى نياز از معلم و تدريس استاد نيست.
روشن تر بگوييم: اگر قرآن يك نثر عربى آشكار است، مقصود اين است كه شيوه گفتن آن، مانند شيوه سخن گفتن ناآگاهان از زبان عربى نيست كه يك مشت كلمات مغلوط و محرف را سر هم مى كنند و به گمان خود، با زبان عربى سخن مى گويند، بلكه اين كتابى است كه با اسلوب زبان عربى موافق، و از هر نوع تحريف و غلط از هر نوع مغلق گويى و پيچيده سرايى، دور و پيراسته است.
در اين جا دامنه سخن را كوتاه كرده و به بحث خود، با نقل گفتارى از امير مؤمنان(عليه السلام)پايان مى بخشيم.
امير مؤمنان(عليه السلام) ابن عباس را براى احتجاج با خوارج اعزام كرد و اين چنين دستور داد:
«لا تخاصمهم بالقرآن فان القرآن ذو وجوه و حمال، تقول و يقولون و لكن حاججهم بالسنة فانهم لن يجدوا عنها محيصاً.[١]
اى فرزند عباس هرگز هنگام مذاكره با خوارج با قرآن احتجاج مكن، زيرا آيات قرآن داراى احتمالاتى است، ممكن است تو احتمالى را بگيرى و آنان احتمال ديگرى را، و در نيتجه بحث و نزاع به درازا بكشد، با آنان با احاديث پيامبر احتجاج كن كه در دلالت خود بر مطلوب صريح تر مى باشند.
اين جمله گرانمايه آشكارا مى رساند كه برخى از آيات قرآنى محتملاتى
[١] نهج البلاغه،خطبه ٧٧.