انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٨
اعتراض نموده و گفتند: در اين صورت تكليف حضرت مسيح چيست؟ زيرا او هم مورد پرستش اقوام نصارى است، قرآن در پاسخ آنان ضمن آياتى مطالبى را يادآور مى شود كه يكى از آنها همين آيه مورد بحث ما است و آن اين كه مسيح واجد چيزى از الوهيت، نيست، وجود او يكى از مايه ها و عوامل آگاهى از فرا رسيدن رستاخيز است.
البته قرائت مشهور در آيه «عِلْم» بر وزن «حلم» است يعنى مايه ى آگاهى، در حالى كه برخى آن را «عَلَمْ» بر وزن «سَلَف» قرائت نموده اند كه به معنى نشانه و علامت است يعنى وجود مسيح علامت تحقق رستاخيز مى باشد.
ولى اكنون بايد ديد وجود مسيح در چه زمانى ازنشانه هاى رستاخيز است آيا در آن روز كه از مادر متولد شد، يا در روز ديگر؟
روايات در اين زمينه مى گويد كه حضرت مسيح به هنگام ظهور حضرت مهدى (عليه السلام) فرود مى آيد و به او اقتدا مى كند، و در همين شرايط است كه وجود او از علايم آخرت مى باشد و در اين مورد محدثان سنى و شيعه مى گويند كه پيامبر فرمود: «چگونه مى شود بر شما آنگاه كه فرزند مريم در ميان شما فرود آيد، و به پيشواى شما كه از خود شماست، اقتدا كند؟».[١]
در تفسير آيه، احتمال [٢] ديگرى نيز وجود دارد و آن اين كه بگوييم: وجود عيسى كه خود يك نوع معجزه وحادثه خارق العاده بود، و هم چنين زنده كردن مردگان كه يكى از معجزات او بشمار مى رفت، از دلايل امكان قيامت
[١] جامع الأُصول،ج١١،ص٤٧، باب اشراط قيامت، حديث ٧و ٧٨.
[٢] اين احتمال در تفسير الميزان مورد تأييد قرار گرفته است ج ١٨، ص ١٢٥.