انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٧
علايم رستاخيز دانست در حالى كه فاصله ى بعثت پيامبر با برپايى قيامت بسيار زياد است؟
پاسخِ اين پرسش آن است كه باقى مانده عمر جهان را بايد با گذشته آن مقايسه كرد و اگر جهان، دوران كهولت خود را مى گذراند، طبعاً عمر بيشتر آن گذشته و قسمت بسيار اندكى از آن باقى مانده است و با توجه به اين نسبت، چيزى به تحقق رستاخيز باقى نخواهد ماند و شايد هم نكته ى ديگرى در آن نهفته است كه درك آن از فهم ما بيرون است.
برخى گفته اند مقصود از اشراط در اين آيه، دو نيم شدن ماه توسط پيامبر است[١]،چنان كه برخى آن را بر نزول قرآن كه آخرين كتاب آسمانى است، منطبق نموده اند.
در هر حال اين آيه با قاطعيت، حاكى است كه برخى از علايم وقوع رستاخيز رخ داده است.
(وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَاتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ).[٢]
«عيسى مايه ى آگاهى از تحقق رستاخيز است، درباره آن ترديد نكنيد از من پيروى كنيد اين راه مستقيمى است».
مفسران مى نويسند: آنگاه كه پيامبر گرامى مشركان را مورد خطاب قرار داد و گفت شماها و آنچه آنها را مى پرستيد هيزم دوزخ خواهند بود[٣]، مشركان
[١] (اِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ) . (قمر/١).
[٢] زخرف/٦١.
[٣] (إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّم...) (انبياء/٩٨).