انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٠
و نيز مى فرمايد:
(فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِـرَدَةً خـاسِئينَ).[١]
«وقتى از آنچه كه بازداشته شده بودند سرپيچيدند فرمان داديم كه به صورت ميمونهاى پست درآييد».
پاسخ: همان طور كه يادآور شديم اساس تناسخ را دو چيز تشكيل مى دهد:
الف: وجود دو بدن: بدنى كه روح و نفس از آن منسلخ شود و بدنى كه روح پس از مفارقت، به آن تعلق گيرد، حالا اين بدن دوم سلول نباتى و نطفه حيوانى باشد ويا جنين انسانى و يا يك حيوان كامل عيار.
ب: واپسگرايى نفس، و انحطاط آن از كمال پيشين به درجه پست تر، همچنان كه اين مسئله آنگاه كه به سلول نباتى يا نطفه حيوانى يا جنين انسانى تعلق گيرد، تحقق پيدا مى كند.
ولى در مورد سؤال هيچ يك از دو شرط محقق نيست، نه از تعدد بدن خبرى هست، و نه از نزول نفس از كمال خود به مقام پست تر.
امّا تعدد بدن نيست زيرا فرض اين است كه همان انسانهاى طغيانگر به فرمان خدا به صورت ميمون وخوك درآمده اند و لباس ظاهر انسانى را از دست داده و لباس ظاهر حيوانى بر خود پوشيده اند و در حقيقت يك بدن بيش وجود نداشت، چيزى كه هست شكل ظاهرى آنان تغيير يافت.
[١] اعراف/١٦٦.