انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٥
تحليلى جامع از تناسخ
تا اين جا با اقسام تناسخ و نادرستى هر يك، با دليل مخصوص به آن آشنا شديم، اكنون وقت آن رسيده است كه تناسخ را به صورت جامع بدون در نظر گرفتن ويژگى هر يك مورد بحث و بررسى قرار دهيم و ما از ميان دلايل زيادى كه براى ابطال تناسخ گفته شده است دو دليل را برمى گزينيم:
١. تعلق دونفس به يك بدن
لازمه قول به تناسخ به طور مطلق تعلق دو نفس به يك بدن و اجتماع دو روح در يك تن مى باشد و اين برهان را مى توان با قبول دو اصل مطرح كرد.
١. هر جسمى اعم از نباتى وحيوانى و انسانى آنگاه كه آمادگى و شايستگى تعلق نفس داشته باشد، از مقام بالا نفس بر آن تعلق مى گيرد، زيرا مشيت خدا بر اين تعلق گرفته است كه هر ممكن را به كمال مطلوب خود برساند.
در اين صورت سلول نباتى خواهان نفس نباتى، نطفه حيوانى خواهان نفس حيوانى، وجنين انسانى خواهان نفس انسانى مى باشد وقطعاً نيز تعلّق مى گيرد.
٢. هرگاه با مرگ انسانى، نفس وى، به جسم نباتى يا حيوانى يا جنين انسان تعلق گيرد در اين صورت جسم و بدن مورد تعلقِ اين نفس، داراى نوعى تشخص و تعين و حيات متناسب با آن خواهد بود.
پذيرفتن اين دو مقدمه مستلزم آن است كه به يك بدن دو نفس تعلق بگيرد يكى نفس خود آن جسم كه بر اثر شايستگى از جانب آفريدگار اعطا مى شود و