انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٢
بر عهده دارد.
صورت نخست امكان پذير نيست، زيرا حركت از كمال به نقص نمى تواند، خصيصه ذاتى يك شيى باشد.
و صورت دوم با عنايت الهى سازگار نمى باشد، زيرا مقتضاى حكمت اين است كه هر موجودى را به كمال ممكن خود برساند.
آنچه بيان گرديد تصوير روشنى از سخن صدرالمتألهين در اسفار مى باشد.[١]
٤. تناسخ صعودى
در تناسخ صعودى مسير تكامل انسان، گذر از نبات به حيوان، سپس به انسان است و از آنجا كه نبات براى دريافت حيات آماده تر از انسان، و انسان شايسته تر از ديگر انواع است بايد حيات (نفس نباتى) به نبات تعلق گيرد و از طريق مدارج معينى به بدن انسان منتقل گردد.
از قايلان به اين نظريه سؤال مى شود اين نوع (نفس منتقل از نبات به حيوان سپس به انسان) از نظر واقعيت چگونه است آيا موفقيت انطباعى در متعلق دارد، آنچنان كه نقوش در سنگ و عرض در موضوع خودمنطبع مى باشد، يا موجود مجردى است كه در ذات خود، نياز به بدن مادى ندارد هر چند در مقام كار و فعاليت، از آن به عنوان ابزار استفاده مى كند.
در صورت نخست سه حالت خواهيم داشت:
١. حالت پيشين كه نفس در موضوع پيشين منطبع بود.
[١] اسفار:٩/١٦.