انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٣
از آياتى كه در آنها قيامت به نامهاى (اَلْمُنْتَهى * اَلْمُسْتَقَر * اَلْمَساق)توصيف شده است، مى توان اين حقيقت را فهميد، زيرا گويى رستاخيز منتهاى حركت و تلاش است (المنتهى) و حيات پر تلاطم انسان در آن روز به خود ثبات و قرار مى گيرد (المُسْتَقر)و در حقيقت اين كاروان در حركت، به آن نقطه سوق داده مى شود(المساق)اينك آياتى كه بيانگر اين حقيقت است:
(وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعى * وَ أنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى * ثُمَّ يُجْزيهُ الْجَزاءَ الأَوفى * وَ أن َّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى).[١]
«براى انسان نيست جز آنچه كه سعى و كوشش نموده است و او به زودى حاصل كوشش خود را مى بيند، آنگاه به كامل ترين وجه جزا داده مى شود حقا كه پايان تلاشها به سوى خدا است».
(إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذ الْمُسْتَقَرّ).[٢]
«در آن روز به سوى پروردگار تو است قرارگاه».
(إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذ الْمَساقُ).[٣]
«در اين روز نهايت سير به سوى خدا است».
در كلمات امير مؤمنان (عليه السلام) به اين شيوه از بيان اشاره شده است آنجا كه مى فرمايد:
«وَإِنَّ الْخَلْقَ لا مَقْصرَ لَهُمْ عَنِ القِيامة مُرقِلينَ فى مِضْمارِها إِلَى الْغايَةِ القُصْوى».[٤]
[١] نجم/٤٢ ـ ٣٩.
[٢] قيامت/١٢.
[٣] قيامت/٣٠.
[٤] نهج البلاغه، ص١٥٦.