انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠
است كه چگونه حضور كافران در محشر شاخه اى از رحمت حق است در حالى كه آن روز براى آنها روز خسران است ولى آيه يادآور مى شود كه اين خسران مربوط به خود اوست(خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ)خود آنان محروميت خود را از اين سفره ى رحمت فراهم نموده اند تو گويى گرد آمدن در روز قيامت، كلاس كمالى است براى همه، ولى گروهى قبلاً با يك رشته اعمال، خود را از بهره گيرى از آن محروم ساخته اند.
و شايد آيه ديگرى نيز ناظر به همين مطلب باشد(برپايى قيامت شاخه اى از رحمت حق است) آنجا كه مى فرمايد:
(فَانْظُر إِلى آثارِ رَحْمَةِ اللّهِ كَيْفَ يُحْىِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْىِ الْمَوتى وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ).[١]
«آثار رحمت حق را بنگر كه چگونه زمين را پس از مرگ زنده مى كند همان خدا نيز مردگان را زنده مى كند، او بر همه چيز توانا است».
در اين آيه بر امكان برپايى قيامت و احياى مردگان از طريق مشاهده ى احياى زمين، استدلال شده است ولى در عين حال نكته ى ديگرى را نيز كه از نظر دلالت در درجه ى دوم است مى توان استفاده نمود و آن اين كه همان طور كه احياى زمين پرتوى از رحمت حق است همچنين احياى مردگان در قيامت شاخه اى از رحمت خدا است زيرا آنچه بر احياى زمين مترتب مى گردد، رويش گياهان است كه به معنى ظهور استعدادهاى نهفته در خاك مى باشد و همان گونه كه گلها و ميوه هاى شيرين در رستاخيزِ زمين پديدار مى گردند، خارها و ميوه هاى تلخ نيز خودنمايى مى كنند و اينها همه از آثار رحمت الهى
[١] روم/٥٠.