انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٩
٢. معاد مقتضاى عدل الهى
عمل بر طبق عدل از شاخه هاى مسأله ى حسن و قبح عقلى است كسانى كه در بخش عقل عملى به چنين اصلى معتقدند، يادآور مى شوند كه عمل بر طبق آنچه كه عقل آن را زيبا مى شمرد، و دورى از كارى كه خرد آن را نازيبا مى داند، يك اصل كلى و گسترده است و اختصاص به انسان ندارد، و خِرَد، كار «حسن» و نيك را در همه شرايط و از هر فاعل مريد و مختار، زيبا و كار قبيح و زشت را به همين كيفيت نازيبا مى داند و در اين داورى (به حكم كلى بودن موضوع) فرقى ميان فاعل ممكن (انسان) و واجب (خدا) قائيل نيست.
شكى نيست كه اگر همه ى بندگان خدا مطيع و نيكوكار بودند هرگز عدل الهى ايجاب نمى كرد كه به آنها پاداش دهد، زيرا همگان با سرمايه هاى الهى وارد بازار كار شده و هرچه انجام داده اند از حركت هاى بدنى گرفته تا انديشه هاى مغزى، همه و همه با سرمايه هاى الهى انجام گرفته است، در اين صورت كوچكترين طلبى از خدا نخواهند داشت. از اين گذشته، با توجه به نعمت هاى بى شمار خداوندى كه بندگان از آنها برخوردارند ديگر جايى براى استحقاق پاداش اخروى باقى نمى ماند و اگر خدا به اين گروه وعده ى پاداش داده است چيزى جز جود واحسان الهى به آنان نيست.[١]
[١] وَلكنَّهُ سُبْحانَهُ جَعَلَ حَقَّةُ عَلى العبادِ أنْ يُطيعُوهُ، وَ جَعَلَ جَزاء هُمْ علَيه مُضاعَفةَ الثوابِ تَفضُّلاً مِنهُ، وَ توَسُّعاً بِما هُوَ مِنَ المَزيدِ اَهلُهُ (نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه ى٢١٦)
«خداوند حق خود را بر بندگان اين قرار داده است كه او را پيروى كنند، و از روش تفضل وجود و رحمت واسعه اى كه سزاوار مقام ربوبى است، جزاى آن را پاداش مضاعف قرار داده است.»