انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
در آيه ديگر يادآور مى شود كه شفاعت خدا پيامبر را تا آن حد مى پذيرد كه او را راضى سازد آنجا كه مى فرمايد:
(وَلَسَوفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى).[١]
«خداى تو آن اندازه به تو مى دهد (و در سايه شفاعت تو گنهكاران امت را مى بخشد) كه تو راضى شوى».
آيا آيه نخست كه درباره لطف گسترده خدا سخن مى گويد بيشتر اميد آفرين است، يا آيه اخير كه مربوط به شفاعت پيامبر است، احاديث خاندان رسالت حاكى است كه آيه مربوط به شفاعت بيش از آيه نخست، رجا آفرين مى باشد. هر چند كه ديگران خلاف آن را برگزيده اند. ولى از اميرمؤمنان حديثى نيز نقل شده است كه قول نخست را تأييد مى كند.[٢]
در پايان يادآور مى شويم كه با بودن يك چنين وسايل رحمت وعوامل اميد آفرين نبايد خود را فريب داد و به اميد اين عوامل از انجام وظايف خوددارى كرد. همان طور كه اميرمؤمنان (عليه السلام) مى فرمايد: عارف به مقامات خدايى كسى است كه مردم را از رحمت خدا مأيوس نسازد و آنان را از بازتاب گناهان مطمئن ننمايد[٣].[٤]
[١] ضحى/٥.
[٢] به مجمع البيان، ج٤، ص ٥٠٣، ط صيدا. وبه احياء العلوم، ج٤، ص ١٦٧ مراجعه بفرمائيد.
[٣] انما العالم الذى لايقنط الناس من رحمة اللّه و لايؤمنهم من مكر اللّه (كافى، ج١، ص ٣٦).
[٤] منشور جاويد، ج٣، ص ٢٠٠ـ ٢٠٣.