انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤
فرايض، به تمكن و قدرت به انجام فرايض، پرواز مى نمايد.
در مهاجرت نخست، جسم پيوند مادى خود را از مكان خاصى قطع مى كند، در حالى كه در مهاجرت به معنى دوم، نه تنها جسم پيوند خود را از مكان خاصى قطع مى كند، بلكه روح نيز از آشيانه تنگ و تاريك و وحشتزايى كه قادر به حفظ ايمان و دين خود نيست، يا متمكن از انجام فرايض نمى باشد، به فضاى فراخى كه از نظر معنويت كمبودى ندارد، منتقل مى گردد، و در آنجا لانه مى گزيند.
تا آنجا كه پيامبر گرامى فرمود:
«المهاجر من هجر ما حرم اللّه عليه».[١]
«مهاجر كسى است كه از حرام و گناه هجرت كند و دورى گزيند».
و در باره اين نوع هجرت در پايان بحث، گفتگوى فشرده اى خواهيم داشت.
از اين جهت مشاهده مى كنيم كه قرآن وحديث، مسأله «مهاجرت»را با عنايت خاصى تلقى مى كنند، تا آنجا كه «هجرت» با تمام مشتقات خود بيست و چهار بار در قرآن وارد مى شود.[٢]
غالباً هر موقع سخن از «هجرت» مى آيد، اذهان متوجه مهاجرت پيامبر
[١] جامع الأُصول: ج١، ص١٥٤.
[٢] اجمال آن به قرار زير است: لفظ (هاجروا)٩ بار، لفظ (المهاجرين) ٥بار، لفظ (يهاجروا) ٣ بار،لفظ (مهاجراً) ٢ بار، لفظ (يهاجر) يك بار، لفظ (هاجر) يك بار، لفظ (هاجرن) يك بار، لفظ (مهاجرات)يك بار، و لفظ (تهاجروا)نيز يك بار وارد شده اند و با مراجعه به المعجم، جايگاه اين الفاظ معلوم مى شود در اين بحث قسمتى از اين آيات مورد بررسى قرار خواهد گرفت.