انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٦
٣. تسلط بر افكار پراكنده
يكى از آرزوهاى انسان اين است كه در حال عبادت، قواى عقلانى او در نقطه اى متمركز گردد و به غير از خدا توجهى پيدا نكند. كسانى كه موقع عبادت به اين سو و آن سو توجه دارند و به اصطلاح فاقد حضور قلب هستند، براين است كه بر انديشه هاى پراكنده اى كه زاييده قوه تخيل است ولايت و تسلط ندارند. از اين جهت يك نماز چهار ركعتى را با افكار بسيار پراكنده به پايان مى رسانند و اسكلتى بى روح تحويل مى دهند.
اما پويندگان راه بندگى، به واسطه ى تكامل و قدرتى كه در سايه ى بندگى پيدا مى كنند. بر تمام انديشه هاى پراكنده خود تسلط پيدا مى كنند، و بر قوه تخيل خويش كه بسان گنجشكى از اين شاخه به آن شاخه مى پرد، مسلط مى گردند، و اختيار آن را به دست مى گيرند. و در حال عبادت، آنچنان تمركز فكرى و حضور ... پيدا مى كنند كه از غير خدا غافل مى شوند و غرق جمال و كمال خدا مى گردند، تا آنجا كه در حال نماز پيكان تير از پاى آنان بيرون كشيده مى شود و به آن توجه پيدا نمى كنند، فرزندشان از بلندى سقوط مى كند و فرياد زن و بچه بلند مى شود; امّا آنان هرگز متوجه نمى شوند و پس از فراغ از نماز به اطراف خود نگاه مى كنند و از جريان آگاه مى گردند.[١]
شيخ الرئيس «ابو على سينا» مى گويد:
عبادت، يك نوع ورزش براى قواى فكرى است كه بر اثر تكرار و عادت به حضور در محضر خدا، فكر را از توجه به مسايلى مربوط به طبيعت و ماده،
[١] اين دو جريان در حالات امير مؤمنان(عليه السلام) و حضرت سجاد(عليه السلام) نقل شده است.