انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
نيازها و بهره ها صورت مى پذيرد و هر كسى به فكر خويش و رفع نياز خويش و كشيدن همه ى بار زندگى به دوش خويش مى باشد، بدون اينكه ديگرى بارى از دوش او بردارد و او را در قسمتى از امور يارى كند.
يك چنين زندگى از نظر دانشمندان مخالف طبيعت انسان است و انسان دير يا زود از آن گريخته و به زندگى اجتماعى روى مى آورد.
در زندگى اجتماعى، زندگى ماهيت اجتماعى دارد، و زندگى افراد بر اساس تقسيم كار و نياز، آنگاه تقسيم بهره و سود، صورت مى پذيرد و براى چنين تقسيم و همكارى، سنن ونظاماتى موجود است كه افراد موظفند بر طبق آن عمل نمايند.
در پرتو تقسيم رفع نياز و بهره، در ميان افراد يك نوع وحدت در فكر و انديشه، در ايده و آرمان، در خُلق و خوى به وجود مى آيد كه افراد را بيش از پيش به هم پيوند مى دهد و در يك زندگى مشترك غوطهور مى سازد و همگى سرنوشت واحدى پيدا مى كنند، بسان سرنشينان يك كشتى ويا مسافران يك هواپيما، كه همه با هم به مقصد مى رسند و در بروز خطر سرنوشت واحدى پيدا مى كنند.
نام يك چنين زندگى، زندگى اجتماعى، و افراد آن تشكيل دهنده جامعه مى باشند.
پس، اساس زندگى اجتماع، مسأله ى تقسيم كار و بهره، حكومت آداب و سنن، وحدت خلق و خوى، و يگانگى در آرمان و فرهنگ است نه اينكه در يك آب و هوا زندگى كنند، در يك منطقه زيست بنمايند و از مواد معين تغذيه كنند.