انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٠
بد او واكنشى نشان نمى دهد براى جهان ظلم و ستم جباران و بيدادگرى زمامداران خودسر، با عدالت صالحان و پاكان يكسان است.
در حالى كه قرآن براى مجموع گيتى شعور و درك ويژه اى قايل است و جهان را در برابر اعمال افراد بى طرف و بى تفاوت نمى داند، و معتقد است كه اين بعد از جامعه،ه با محاسبات عادى قابل درك نيست، فقط مى توان با ديده دل آن را درك كرد چنان كه مى فرمايد:
(...وَإِنْ مِنْ شَىء إِلاّ يُسَبّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسبيحَهُمْ...).[١]
«...تمام اجزاى جهان خدا را از هر نقص تنزيه مى كند ولى شما از تسبيح آنها غافل هستيد».
حالا اين نوع درك وشعور، چگونه است كه بر جهان حاكم است و چگونه رابطه اى است كه ميان رفتار خوب و بد انسان و واكنش خوب و بد جهان، وجود دارد بر انسان خاكى كاملاً پوشيده است و بايد به حكم آيه (الّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب...)[٢] به آن ايمان آورد، هر چند حقيقت آن براى ما روشن نباشد.
آيات متعددى بر اين بعد گواهى مى دهد كه به نمونه هايى از آن اشاره مى كنيم:
١. (ولَوْ أَنَّ أَهْل القُرى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَيِِْمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَالأَرْض وَلكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُون) .[٣]
[١] اسراء/٤٤.
[٢] بقره/٣.
[٣] اعراف/٩٦.