انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٠
نمى نشستند، با توجه و نيايش ها كه خود نيز يك نوع سبب خواهى و تمسك به اسباب است وظيفه خود را انجام مى دادند، در زبان عرب مثلى است مى گويند: ما حكّ ظَهْرى غيرُ ظُفْرى، پشت مرا جز ناخنم كسى نخارد.
و در زبان پارسى همين مثل، معادلى دارد و شاعرى مى گويد:
به غم خوارگى جز سر انگشت من نخارد كس انـدر جهان پشت مـن
آنان كه در كسب استقلال و آزادى در انتظار تصادف ها نشسته اند و پيوسته مى گويند اميد است درى به تخته بخورد، معجزه اى رخ دهد، هيچ گاه به آرزو و اميد خود نمى رسند.
در قرآن مجيد، پيوسته سعادت را از آن كسانى دانسته كه ايمان آنان، تكليف زا و عمل آفرين باشد و جمله (إِلاّ الّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحات)در قرآن شصت و سه بار، وارد شده و ايمان و عمل را با هم ذكر كرده است، تو گويى ايمان واقعى آن است كه به دنبال آن كار و كوشش مطابق ايمان بوجود آيد.[١]
[١] منشور جاويد، ج١، ص ٣٤٥ـ ٣٥٠.