انديشه هاى جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
احياء فكر ناسيوناليسم و مليت پرستى بودند،وگروهى در قيافه هاى مختلفى از آن به شدت دفاع مى كردند، ناگهان مسأله «انترنايوناليسم» و لزوم تشكيل حكومت واحد جهانى در چشم انداز متفكران غرب قوت گرفت وجنگ هاى بين الملل اول و دوم، در طول اين مدت به اين انديشه قوت بخشيد، و آنان با بينايى خاصى دريافتند كه وجود مرزهاى مصنوعى ميان ملت ها، عامل جنگ و خون ريزى ها است، و براى رهايى از اين بدبختى، چاره اى جز اين نديدند كه مرزهاى مصنوعى را درهم كوبند وهمه انسان ها را كنار هم، زير يك لوا و پرچم و حكومت واحدى قرار دهند.
كشتارهاى وحشيانه جنگ جهانى اول، سبب شد كه اتحاديه بزرگى به صورت «جامعه ملل» به وجود آيد و در آن ٢٦ كشور عضو و متحد گردند، تا در سايه آن، بتوانند از بسيارى از خونريزى ها جلوگيرى كنند، مسايل بين المللى را از طريق مذاكره حل و فصل نمايند ولى چون اين اتحاديه به صورت ناقص تأسيس شده بود، نتوانست جهان را از جنگ دوم برهاند.
در اثناى جنگ جهانى دوم فكر تأسيس يك جامعه جهانى به صورت واقع بينانه تر قوت گرفت و نقطه اتكايى به نام «سازمان ملل متحد و اتحاديه هاى بين المللى به وجود آمد و اهداف اين سازمان در منشورى به نام منشور سازمان ملل متحّد، تشريح گرديد.
متفكران و سياستمداران بزرگ جهان پيش بينى مى كنند كه ممكن است سازمان ملل كه در حقيقت يك پارلمان جهانى است در آينده به صورت مركز يك حكومت واحد جهانى در آيد، ووحدت انسان ها و برابرى تمام بشرها را اعلام بدارد.