گفتارهای معنوی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢
یا نداشته باشد ؟ و مخصوصا من این مسئله را از این جهت بیشتر مورد توجه قرار میدهم که امروز توجه به آزادی معنوی بسیار کم شده است و همین ، خود یکی از علل نابسامانیهای امروز است . بسیاری خیال میکنند که این مسائل دیگر منسوخ شده است . در صورتی که بر عکس در عصر امروز نیاز بشر به آزادی معنوی از اعصار گذشته اگر بیشتر نباشد ، کمتر نیست . آزادی معنوی یعنی چه ؟ آزادی همیشه دو طرف میخواهد به طوری که چیزی از قید چیز دیگر آزاد باشد . در آزادی معنوی ، انسان از چه میخواهد آزاد باشد ؟ جواب اینست که آزادی معنوی بر خلاف آزادی اجتماعی ، آزادی انسان ، خودش از خودش است . آزادی اجتماعی آزادی انسان است از قید و اسارت افراد دیگر . ولی آزادی معنوی نوع خاصی از آزادی است و در واقع آزادی انسان است از قید و اسارت خودش . قهرا این سؤال پیش میآید که مگر انسان میتواند در قید و اسارت خودش باشد ؟ مگر یک چیز میتواند خودش هم برده باشد و هم برده گیر ، هم اسیر باشد و هم اسیر کننده ، مگر چنین چیزی ممکن است ؟ جواب اینست : بله ممکن است . در مورد دیگر اگر ممکن نباشد ، فی المثل اگر در حیوانات بردگی معنوی ومتقابلا آزادی معنوی معنی ندارد و امکان ندارد ، در انسان این موجود عجیب ، اینکه انسان خود برده و اسیر خود باشد و یا خود ، آزاد از خود باشد ، معنی دارد . چگونه ممکن است ؟ این از آن جهت است که انسان در میان موجودات دیگر یک شخصیت مرکب است و این یک حقیقت است . اینکه انسان یک شخصیت و موجود مرکب است را ادیان