وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٤٣
گروه باهوش مىگذراند، پس بچههاى آن گروه را هم بيشتر دوست دارد.
پروفسور دبورا استيپك[١] مدير دانشكده آموزشى «دانشگاه استن فورد»[٢] كشف كرد كه عقايد كودكان در مورد مدرسه، سريع شكل مىگيرد. تصوّر كنيد از كودكى كه تازه مهدكودك را تمام كرده است، سؤال كنيد:
آيا مدرسه را دوست داريد؟ آيا فكر مىكنيد معلّم شما را دوست دارد؟
من همين سؤالات را از برتا پرسيدم و او جواب داد: من مدرسه را دوست ندارم و از مدرسه متنفّرم. معلّم هم از من متنفّر است.
پروفسور استيپك و ديگر دانشمندان دريافتهاند كه هرگاه پسر بچهاى فكر كند معلّم او را دوست ندارد، احتمالًا اين عقيدهاش را به ديگر معلّمان و ديگر كلاسهاى مدرسه نيز تعميم خواهد داد. احتمالًا او سال ديگر با نگرشى منفى به مدرسه خواهد رفت.
وقتى برتا دوباره در گروه پايين قرار مىگيرد، ممكن است فكر كند مدرسه به او تعلّق ندارد (چرا كه او ناگزير است در آن گروه باشد)؛ چون بچههاى گروه باهوش اكنون نسبت به او امتياز يك سال آموزش بيشتر را دارند و برتا مىگويد مدرسه مكانى احمقانه است.
حال مىرويم به چهار سال بعد و همين سؤالات را از وى مىپرسيم. برتا اكنون ٩ ساله است و پاسخ مىدهد از مدرسه متنفّرم و تمام معلّمان هم از من متنفّر هستند، به جز آقاى كنيرميلر معلّم ژيمناستيك.
[١] -Professor Deborah Stipek .
[٢] -Stanford University .