وضعيت اسف بار پسران - ساكس، لئونارد؛ مترجم نرگس سادات چاوشي - الصفحة ٢٢٣
* دكتر ساكس:
من مردى هستم كه متاركه كرده است. در خانهاى راحت در يك محله با صفا زندگى مىكنم و اگر فقط آنها را براى همسر و فرزندانم مىخواستم. بايد يك شيوه زندگى كامل در حومه شهرى شلوغ و شگفتانگيز را تجربه مىكردم. اگر چيزهاى گرانقيمت مرا بگيريد، مهم نيست؛ چون من به هيچكدام از آنها نيازى ندارم. من مردان بالغ زيادى را ديدهام كه وقتى ازدواج آنها با شكست مواجه شده است، به پسر يا مردى كه هيچ هدف و آرزويى در زندگى ندارند، تبديل شدهاند و در يك كلبه يا شايد در خانه پشتى با والدينشان زندگى مىكنند. آنها در جستجوى ارضاى شخصى، از هر چيزى و از هر فرصت سكسى بهره مىگيرند و بىشباهت به مردان يا پسرانى كه شما در
NPR
آنها را توصيف كرديد، نيستند.
شما اشاره كرديد به موتورى كه دنيا را مىگرداند. ولى من فكر مىكنم اين موتور، عشق به زنِ خوب و آرزوها و اهدافى است كه ما با هم براى خانوادهاى كه اداره مىكنيم به آن نياز داريم و براى دنيايى كه افراد خانواده وارث آن خواهند بود. آيا نخبگان روشنفكر ما و فرهنگ عمومى ما، «موتورى كه دنيا را مىگرداند» را دستكارى كردهاند؟ آيا ما چيز مهمى را كه پيشينيان به طور مشهود از آن خبر داشتند، نقض كرده و متكبّرانه آن را ناديده گرفتهايم؟