الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٨٤ - خبر رفتن محمد بن ابى بكر به مصر و حكومت او بر مصر،
نمانده است.
عباية بن رفاعه [١٦٢] گويد: على (ع) به محمد بن ابى بكر و مردم مصر چنين نوشت:
اما بعد، تو را به ترس از خدا وصيت مىكنم چه به نهان و چه به آشكارا. و در هر حال كه هستى. بدان كه دنيا سراى بلا و فناست و آخرت سراى بقا و جزا. اگر توانى كه آنچه را باقى و فناناپذير است، بر آنچه فانى است برگزينى و برترى دهى، چنان كن. آخرت باقى است و دنيا فانى. خداوند ما را و تو را چشمى داده است براى ديدن و فهمى براى درك كردن تا در انجام آنچه به ما فرموده كوتاهى نكنيم و از مرز آنچه ما را از آن نهى كرده تجاوز ننماييم. هر چند كه بايد نصيب خود از اين جهان برگيرى ولى به نصيب آن جهانيت نيازمندترى. اگر براى تو دو كار پيش آمد كه يكى مربوط به آخرت بود و يكى مربوط به دنيا، بدان كار بياغاز كه مربوط به آخرت است. هر چه بيشتر به خير روىآور و در انجام آن نيت خويش خالص گردان. زيرا خداى تعالى به بنده خود به قدر نيتش عطا خواهد كرد. اگر كسى دوستدار خير و اهل خير بود و فرصت عمل نيابد- اگر خدا خواهد- همانند كسى است كه آن خير به جاى آورده، زيرا رسول اللّه- (ص) زمانى كه از تبوك برگشت اصحاب را گفت: در مدينه گروهى بودند كه در هر راه كه شما مىرفتيد با شما بودند و از هر دره كه سرازير شديد همراه شما. آنچه اينان را از اين سفر جنگى بازداشت بيمارى بود. آرى اينان را نيت جهاد بود.
سپس بدان، اى محمد، من تو را بر بزرگترين قلمرو خود يعنى مصر فرمانروايى دادم و شايسته است كه در اين كار بر جان خود بترسى و هم دين خويش نيك نگهدارى. حتى يك ساعت از روز، اگر مىتوانى كه براى خشنودى يك تن از مردم، خدا را خشمگين نكنى چنان كن. زيرا خشنودى خدا جاى هر چيز را تواند گرفت ولى هيچ چيز جاى خشنودى خدا را نگيرد. بر ستمگر درشتى كن و با اهل خير نرمى و آنان را مقرب درگاه خود ساز و مشاوران و رازداران و برادران خود قرار ده. و السلام.
حارث بن كعب [١٦٣] از پدر خود روايت كند كه چون على (ع) محمد بن ابى بكر را بر مصر امارت داد، محمد به او نامه نوشت و درباره مردى مسلمان كه با زنى مسيحى زنا كرده بود سؤال كرد و نيز در باب زنادقه پرسيد كه در ميان آنها قومى هستند كه ماه و آفتاب را مىپرستند و قومى هستند كه چيزهاى ديگر را مىپرستند و در ميان ايشان كسانى هستند كه از اسلام مرتد شدهاند.
و نيز پرسيد كه بنده مكاتبى كه مرده و از او دارايى و فرزندان بر جاى مانده حكمش چيست؟
على (ع) در پاسخ نوشت: بر آن مرد مسلمان كه با زن مسيحى زنا كرده حد جارى كن و آن زن را به مسيحيان بازگردان تا خود هر چه خواهند در حق او حكم كنند. اما زنادقه آنان را كه ادعاى اسلام مىكردهاند و مرتد شدهاند بكش و ديگران را رها كن تا هر چه خواهند بپرستند.
اما آن بنده مكاتب، اگر مرده است و آن پول كه قرار داد كرده نپرداخته، وامدار سروران خود است، حق خود از اموال او بر مىگيرند و باقى را براى فرزندانش مىگذارند.