الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ٣٠ - بسيج كردن على عليه السلام مردم را
من داريد اين است كه تا زمانى كه همراه شمايم نيكخواه شما باشم و وظيفه شما را از بيت المال نيك ادا كنم و تعليمتان دهم تا نادان نمانيد و تأديبتان كنم تا تجربت اندوزيد. خداوند زمانى خير خويش به شما ارزانى دارد كه از آنچه مرا ناخوش آيد دست بازداريد و اعمالتان بر وفق مراد و ميل من باشد، آنگاه آنچه دوست مىداريد به دست خواهيد آورد و به آنچه آرزوى آن در دل مىپروريد خواهيد رسيد.
محمد بن عبيد اللّه [٢٦] گويد: على عليه السلام بر منبر سخن مىگفت كه زنى از بنى عبس بيامد و گفت: يا امير المؤمنين، سه چيز است كه دلها به وسواس آشفته دارد.
على (ع) گفت: آنها كدامند؟
زن گفت: يكى آنكه به حكميت رضا دادى، دو ديگر آنكه به حقارت گراييدى و سوم چون بليّه فراز آمد بىتاب شدى.
على (ع) گفت: واى بر تو، تو يك زنى، برو در خانهات بنشين.
زن گفت: نه به خدا، جز در سايه شمشير نخواهم نشست.
بكر بن عيسى گويد: على عليه السلام براى مردم سخن مىگفت و آنان را به جنگ با معاويه و مردم شام تحريض مىكرد. مردم كمكم از گرد او پراكنده شدند. يك بار بهانه مىآوردند كه هوا سرد است و يك بار مىگفتند هوا گرم است.
قيس بن ابى حازم [٢٧] گويد: شنيدم كه على عليه السلام مىگفت: اى مسلمانان، اى فرزندان مهاجران براى نبرد به سوى پيشوايان كفر و بازماندگان احزاب [٢٨] و ياران شيطان در حركت آييد. بسيج شويد به نبرد كسى كه به خونخواهى مردى قدم به ميدان كارزار نهاده كه بار خطا بر دوش داشت: سوگند به آنكه دانه را رويانيده و جانداران آفريده كه تا روز قيامت بار خطاهاى ايشان را بىكموكاست بر دوش مىكشد.
اين سخن را از قول على امير المؤمنين چند تن از علما نقل كردهاند و ما از جاهاى مختلف نوشتهايم.
رفيع بن فرقد [٢٩] گويد: شنيدم كه على عليه السلام مىگفت: اى مردم كوفه آيا ديده نمىگشاييد؟ به خدا سوگند شما را به عصايى كه سفيهان را به آن تأديب مىكنند زدم و شما از اعمالتان دست بر نداشتيد: شما را به تازيانهاى كه گناهكاران را به آن حد مىزنم زدم به راه نيامديد. اكنون جز شمشيرم باقى نمانده است و من مىدانم كه شما را- به اذن خدا- چه كسى به راه مىآورد ولى دوست ندارم كه خود در حق شما چنان كنم.
در شگفتم از شما و از مردم شام. مردم شام اميرشان خدا را معصيت مىكند و آنان از او اطاعت مىكنند و امير شما خدا را اطاعت مىكند و شما فرمانش نمىبريد. اگر گويم كه به جنگ دشمنتان رويد، گوييد: سرما نمىگذارد. آيا نمىبينيد كه دشمن شما مانند شما نيست كه از سرما بترسد. شما همانند آن قوم هستيد كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم گفتشان: