الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٩٥ - و از ايشان بود مغيرة بن شعبة
درباره عيبجويان و دشمنان على (ع)
از دشمنان و عيبجويان على (ع) يكى عمرو بن عاص بود.
به على (ع) خبر رسيد كه عمرو بن عاص در شام بر منبر شده و از او عيب گرفته است. على- (ع) به منبر رفت و حمد و ثناى خداوند به جاى آورد و گفت:
«شگفتا از پسر نابغه [٥٨]. به مردم شام گفته است كه على مردى شوخ طبع است و اهل لعب و بازيچه كه كارهاى عبث مىكند و همواره چنين مىكند. به خدا سوگند كه دروغ گفته و به سخنى گناهآلود زبان گشوده. آيا ياد كردن مرگ و ترس از خدا و روز شمار او را از اين كردارهاى ناپسند بازنمىدارد. بدانيد كه بدترين سخنان، سخن دروغ است و او مىگويد و دروغ مىگويد، وعده مىدهد و خلاف وعده مىكند. مىخواهد و با ستيزه مىخواهد و چون از او چيزى خواهند بخل مىورزد و پيمان مىشكند و پيوند خويشاوندى مىگسلد. چون زمان جنگ فرا رسد، تا آنگاه كه هنوز شمشيرها بر فرقها ننشسته امر و نهى فراوان مىكند و چون كشتار فرا رسد مكيدت خويش آشكار كند و بر قفا افتد و بند از شلوار بگشايد و عورت خويش بنمايد. قباحت بر او باد و خدا صورتش را زشت گرداند.
و از ايشان بود: مغيرة بن شعبة
على بن نعمان [٥٩] گويد: كه على (ع) مىگفت: اگر قدرتى به دست آورم مغيره را سنگسار مىكنم و مغيره همواره على را عيب مىكرد.
جندب عبد اللّه گويد: در نزد على (ع) سخن از مغيرة بن شعبه وجد او با معاويه به ميان آمد.
گفت: مغيره چيست؟ اسلام آوردن او به اين سبب بود كه در ميان قوم خود قتلى مرتكب شد و مالى ربود و به نزد رسول اللّه (ص) آمد و اسلام آورد و به او پناهنده شد. به خدا سوگند از آن زمان كه اسلام آورده هيچ كس در او خضوع و خشوعى نديده است. او از قبيله ثقيف بود:
فرعونان پيش از رسيدن روز قيامت كه از حق دورى جويند و آتش افروزان جنگند و ياريگران