الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٧٩ - حمله سفيان بن عوف غامدى بر انبار
منصرف شدم. او و يارانش پيش تاختند و جنگيدند تا همه كشته شدند- خداوند ايشان را رحمت كناد- چون آنها كشته شدند ما نيز بگريختيم.
محمد بن مخنف گويد: سفيان بن عوف چون بر انبار حمله كرد، يكى از عجمان انبار نزد على (ع) آمد و او را از واقعه آگاه كرد. على (ع) بر منبر شد و گفت:
«اى مردم برادر بكرى شما در انبار كشته شده و او مردى صاحب عزت بود كه از هيچ پيشامدى بيم نداشت. آنچه را كه خدايى بود بر اين دنياى فانى برگزيد. براى انتقام مهيا شويد و به سوى دشمن بشتابيد تا با آنان روياروى شويد. اگر بر آنان پيروز شويد تا ابد آنان را از عراق راندهايد». سپس خاموش شد، بدين اميد كه پاسخش گويند، يا حرفى بر زبان آرند يا كسى سخنى گويد كه از آن بوى خيرى آيد ولى هيچ كس، هيچ نگفت. چون سكوت آنان مشاهده كرد و دانست كه در دلشان چه مىگذرد، از منبر فرود آمد و همچنان پياده به سوى نخيله در حركت آمد و مردم از پى او مىرفتند. در اين حال جمعى از بزرگانشان گرد او حلقه زدند و گفتند: يا امير المؤمنين بازگرد و ما ياريت مىكنيم و تو را بسندهايم.
على (ع) گفت: نه مرا به كار آييد و نه خود را. و آنان اصرار مىكردند تا او را به سرايش بازگردانيدند. على (ع) اندوهگين و آزرده خاطر بازگرديد. پس سعيد بن قيس همدانى را بخواند و او را با هشت هزار مرد به نخيله فرستاد زيرا شنيده بود كه آن قوم با جمعى كثير آمدهاند. پس او را گفت: تو را با هشت هزار تن فرستادم آن لشكر را تعقيب كن تا از عراق برانى. سعيد بن قيس بر ساحل فرات به راه افتاد تا به عانات رسيد و از آنجا هانى بن خطاب همدانى را از پيش روان كرد و او از پى آنان برفت تا به حدود قنّسرين رسيد. آنان رفته بودند و او هم بازگرديد.
على (ع) همچنان اندوهگين بماند تا سعيد بن قيس بازآمد. على (ع) نامهاى نوشت و او در اين روزها بيمار بود و نمىتوانست بايستد و هر چه مىخواهد براى مردم بگويد از اين رو بر آن در مسجد كوفه كه باب السدّهاش مىگفتند نشست. حسن و حسين (ع) و عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب (ع) هم در كنار او بودند. سعد را كه غلام آزاد كرده او بود، فراخواند و نامه به او داد كه براى مردم بخواند. سعد بر خاست و به گونهاى كه على (ع) بشنود كه چه مىخواند و مردم چه جوابش مىدهند، به خواندن پرداخت.
و آن نامه چنين بود:
بسم اللّه الرحمن الرحيم «از بنده خدا به هر كس از مسلمانان كه اين نامه بر او خوانده شود. سلام بر شما باد.
اما بعد، سپس سپاس و ستايش خداى جهانيان را و سلام بر پيامبران. خداوند قيّوم را شريكى نيست و درود بر محمد (ص) و سلام مردم جهان بر او باد.