الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١٨٠ - حمله سفيان بن عوف غامدى بر انبار
اما پس از سلام و درود اى مردم، هر بار كه شما را سرزنش كردم كه از جاده هدايت منحرف شدهايد شما با سخنى آميخته به مزاح و مسخره پاسخم داديد به گونهاى كه از شما ملول و دلتنگ شدم. سخنان مسخرهآميز راه به جايى نمىبرد و در آن فايدتى نيست و اعمال احمقانه كسى را عزت و پيروزى ندهد. اگر چارهاى مىيافتم كه لب فروبندم و شما را مورد خطاب و عتاب خود قرار ندهم، هرگز سخنى نمىگفتم. اينك اين نامه من است كه بر شما خوانده مىشود، نيك پاسخش دهيد و به آن عمل كنيد. هر چند نپندارم كه به آن عمل كنيد. پس از خدا يارى مىجويم.
اى مردم، جهاد درى است از درهاى بهشت كه خدا آن را به روى دوستان خاص خود گشوده است و آن جامه پرهيزگارى است و زره محكم و سپر راستين خداوند است. هر كس جهاد در راه خدا را واگذارد، خداوند جامه ذلت بر او پوشد و بلاها بر سر او كشد آنسان كه از هر سو احاطهاش كنند و دلش را از شك و شبهه بياكند و در حقارت و ذلت بماند. چون امر جهاد ضايع گذارد حق از او روى برتابد و خوارى بر او چيره شود و چهره عدالت و انصاف از او محجوب گردد.
بدانيد كه من شما را به پيكار دشمنتان فراخواندم چه در شب و چه در روز چه نهان و چه آشكار و گفتم پيش از آنكه آنان به جنگ شما آيند، شما به جنگ آنها رويد. به خدا سوگند هرگز هيچ قومى در آستانه خانههايشان با دشمن ستيزه نكردند مگر آنكه به ذلت شكست گرفتار آمدند. پس شما ناتوانى و زبونى آشكار كرديد و سخن من بر شما گران آمد و نافرمانى كرديد و آن را پس پشت افكنديد تا بلادتان مورد حمله دشمن واقع شد وطنگاههايتان مسخر خصم گرديد. اينك اين غامدى است كه بر انبار تاختن آورده و اشرس بن حسّان را كشته و پادگان و سلاحهايش را غارت كرده و مردانى صالح را به خاك هلاك افكنده است. حتى شنيدهام كه مردى از دشمنان شما به خانه زنى مسلمان و زنى از اهل ذمه درآمده و خلخالهايش را از پاى بيرون كرده است و گوشواره از گوشهايش و هيچ كس مانع او نشده. آنگاه بازگشتهاند بىآنكه حتى يك تن جراحتى برداشته باشد. اگر مرد مسلمانى به سبب اين خوارى از شدت اندوه بميرد به نظر من سرزنشش نبايد كرد، زيرا سزاوار است كه بميرد.
اى شگفتا، شگفتا. دل آب مىشود و اندوه بر جان مىنشيند و شعله غم در دل مىافروزد وقتى كه مىبينم اين قوم در باطلشان هماهنگاند و شما در حق خود پراكنده. قباحت بر شما باد و محنت و اندوه پايگيرتان، كه خويشتن هدف پيكانهاى حوادث ساختهايد. بر شما حمله مىآورند و شما از جاى نمىجنبيد، با