ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٠ - نشان دادن دو آيه به موسى
افتاد، و چون امر غير مترقب ديد كه جماد ناگهان داراى حيات شد سخت تعجب كرد، خداى تعالى حركت آن را در آيات مورد بحث سعى ناميد، و فرمود(فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى) ولى در جاى ديگر آن را اهتزاز خوانده و فرموده(رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ)[١] و نيز در آيات مورد بحث آن حيوان را مار خوانده، و در جاى ديگر اژدها، و فرموده(فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ)[٢] چون ثعبان به معناى مار بسيار بزرگ است.
(قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى)- يعنى آن را بگير و نترس كه به زودى به حالت اولش (عصا) بر مىگردانيم، اين جمله دلالت دارد بر اينكه موسى (ع) از آنچه ديده ترسيده، و در جاى ديگر آمده كه فرمود(فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ)[٣].
البته بايد دانست كه ميان خوف و خشيت فرق است، آنچه با فضيلت شجاعت منافات دارد خشيت است نه خوف كه به معناى دست زدن به مقدمات احتراز است، و انبياء (ع) از خشيت منزهند نه از خوف، هم چنان كه خداى تعالى فرمود(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ)[٤].
(وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى).
ضم به معناى جمع كردن ميان دو چيز است، و جناح به معناى بال مرغ، و دست و بازوى آدمى و زير بغل او است، و بعيد نيست مراد از آن در اينجا همان معناى اخير باشد، زيرا در جاى ديگر در همين باره فرموده(أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ)[٥].
كلمه سوء به معناى هر بدى و زشتى است، بعضى[٦] گفتهاند: اين تعبير در آيه شريفه كنايه از برص است و معنايش اين است كه دست خود را جمع كن، و آن را داخل
[١] سوره قصص، آيه ٣١.
[٢] ناگهان عصاى خود را افكند و اژدهاى آشكارى شد. سوره اعراف، آيه ١٠٧ و سوره شعراء، آيه ٣٢.
[٣] و چون آن را ديد كه حركت مىكند گويى مار است آن چنان فرار كرد كه ديگر پشت سر خود را ننگريست، گفتيم اى موسى بيا و نترس. سوره قصص، آيه ٣١.
[٤] آنان كه رسالتهاى خداى را مىرسانند و از او خشيت دارند، و از احدى خشيت ندارند مگر خدا. سوره احزاب، آيه ٣٩.
[٥] دستت را داخل گريبانت كن. سوره نمل، آيه ١٢.
[٦] تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ٣٠.