ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٥ - داستان اسماعيل صادق الوعد و سخنى در باره وفاى به عهد و مراتب آن
خداوند او را به بعضى طبقات آسمان بالا برده و همانجا قبض روحش كرد، كه اگر اين باشد آن گاه مقصود در آيه نشان دادن يكى از آيات بالغه قدرت الهى است، و همين خود مزيت قابل توجهى است.
داستان اسماعيل صادق الوعد [و سخنى در باره وفاى به عهد و مراتب آن]
داستان اسماعيل بن حزقيل پيغمبر جز در اين دو آيه در جايى ديگر نيامده، تازه اين دو آيه هم بنا به يك تفسير مربوط به او است، و بنا بر آن خداى سبحان او را به ثناى جميلى ستوده و صادق الوعد و آمر به معروف و مرضى درگاه خويش خوانده و فرموده كه: او رسولى نبى بوده است.
و اما حديث در علل الشرائع به سند خود از ابن ابى عمير و محمد بن سنان، از شخصى كه نام برده، از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: اسماعيلى كه خداى عز و جل در كتاب خود در بارهاش فرموده(وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا) اسماعيل فرزند ابراهيم نيست بلكه پيغمبرى ديگر از انبياء بوده كه خداى عز و جل به سوى قومش مبعوث نمود، و مردمش او را گرفته و پوست سر و رويش را كندند، پس فرشتهاى نزدش آمده گفت: خداى عز و جل مرا نزد تو فرستاد تا هر امرى دارى اطاعت كنم، گفت: من بايد به ديگر انبياء اقتداء داشته و آنان را اسوه خود قرار دهم[١].
مؤلف: اين معنا را به سند خود از ابو بصير از امام صادق (ع) نيز روايت كرده كه در آخر آن آمده: من بايد حسين (ع) را اسوه خود قرار دهم[٢].
و در كتاب عيون به سند خود از سليمان جعفرى، از امام رضا (ع) روايت كرده كه فرمود: هيچ مىدانى چرا اسماعيل را صادق الوعد خواندند؟ عرض كردم: نه، نمىدانم. فرمود: با مردى وعده كرده بود، در همان موعد در آنجا حاضر شده تا يك سال به انتظارش نشست[٣].
مؤلف: اين معنا در كافى از ابن ابى عمير از منصور بن حازم و از امام صادق
[١] علل الشرائع، ص ٧٧ ح ٢.
[٢] علل الشرائع، ص ٧٨، ح ٣.
[٣] عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٧٧ ح ٩.