ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٩ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به مريم و حمل او به عيسى و تكلم عيسى در نوزادى و )
مرا به نجران فرستاد تا دعوتشان كنم، به من ايرادى گرفتند كه از جواب آن عاجز ماندم، و آن اين بود كه قرآن شما مريم را خواهر هارون خوانده، و گفته(يا أُخْتَ هارُونَ) با اينكه ميان مريم تا هارون سالهاى بسيار فاصله است، من نزد رسول خدا آمدم و جريان را نقل كردم، فرمود: چرا به ايشان جواب ندادى كه در ايشان رسم بود افراد را به نام انبياء و صالحان از پدران خود مىخواندند[١].
مؤلف: در تفسير الدر المنثور اين حديث را مفصلا نقل كرده، و در مجمع البيان به طور مختصر آورده، و هر دو از مغيرة بن شعبه از رسول خدا ٦ آوردهاند، و خلاصه معناى آن اين است كه مراد از هارون در جمله(يا أُخْتَ هارُونَ) مردى است كه اسمش همنام هارون پيغمبر برادر موسى (ع) بوده، و هيچ دلالت ندارد بر اينكه مرد نامبرده آن طور كه بعضى پنداشتهاند از صالحان بوده باشد[٢].
و در كافى و معانى الاخبار از امام صادق (ع) روايت كردهاند كه در معناى كلمه مبارك در آيه(وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ) فرمودهاند: يعنى سودمند[٣].
مؤلف: اين روايت در الدر المنثور از صاحبان كتب حديث از ابو هريره از رسول خدا به اين عبارت نقل شده كه رسول خدا در معناى كلام عيسى كه گفت(وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ) فرمود: يعنى به هر سو كه متوجه شوم براى مردم سودمند و پر فايده باشم[٤].
و در الدر المنثور است كه ابن عدى و ابن عساكر، از ابن مسعود از رسول خدا ٦ نقل كرده كه در معناى جمله(وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ) فرموده يعنى مرا معلم و ادبآموز كرده است[٥].
و در كافى به سند خود از بريد كناسى روايت كرده كه گفت: من از ابو جعفر (ع) پرسيدم: آيا عيسى بن مريم در آن هنگامى كه در گهواره با مردم سخن گفت حجت خدا بر مردم زمان خود بود؟ فرمود: آن روز نبى و حجت خدا بود، ولى هنوز مرسل نبود، مگر كلام خود او را نشنيدهاى كه مىگويد من بنده خدايم به من كتاب داده و نبيم كرده و مباركم گردانده هر جا كه باشم، و به نماز و زكات سفارشم فرموده مادامى كه زنده باشم .
[١] سعد السعود، ص ٢٢١.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٧٠ و مجمع البيان، ج ٣، ص ٥١٢.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ١٦٥، ح ١١، و معانى الاخبار، ص ١١٢.
[٤] ( ٤، ٥) الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٧٠.
[٥] ( ٤، ٥) الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٧٠.