ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٨٦
[چند روايت متضمن استشهاد به جمله(ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) براى رفع حكم حرجى]
و در الدر المنثور است كه ابن جرير، و ابن مردويه و حاكم- وى حديث را صحيح دانسته- از عايشه روايت كردهاند كه از رسول خدا ٦ از آيه(وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) پرسيد. حضرت فرمود: مقصود از حرج، ضيق است[١].
و در تهذيب به سند خود از عبد الاعلى مولاى آل سام روايت كرده كه گفت: به امام صادق (ع) عرض كردم: پايم لغزيد، و ناخن آن افتاد من انگشتم را با پارچهاى پيچيدم در اينحال چگونه وضوء بگيرم؟ فرمود: اين مساله و نظايرش از كتاب خداى عز و جل فهميده مىشود، چون خداى تعالى فرموده:(ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) و به حكم اين آيه چون مسح بر بشره انگشت حرج است، تو بايد بر همان پارچه مسح كنى[٢].
مؤلف: در معناى اين روايت روايات ديگرى است كه با آيه شريفه به رفع حكم حرجى استشهاد شده، و تمسك به آيه در اين حكم، خود دليل روشنى است بر اينكه آنچه ما در معناى آيه بيان كرديم صحيح بوده.
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه- در كتاب مصنف- و اسحاق بن راهويه، در كتاب مسند خود، از مكحول روايت كردهاند كه رسول خدا ٦ فرمود:
خداوند براى خود دو نام نهاده كه همان دو نام را هم به امت من نهاده است، يكى سلام كه امت مرا نيز مسلم خوانده و ديگرى مؤمن كه گروندگان به دين را نيز مؤمنين ناميده است[٣].
[١] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٧١.
[٢] تهذيب، ج ١، ص ٣٦٣.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٧٣.