ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٠ - بحث روايتى چند روايت در باره اذن قتال و تشريع جهاد با نزول آيه أذن للذين يقاتلون
روايتى كه در كافى[١]، و معانى[٢]، و كمال الدين[٣]، از امام صادق، و كاظم (ع) رسيده كه در تفسير(وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ) فرمودند:(بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ) امامى است كه سكوت كرده و(قَصْرٍ مَشِيدٍ) امام ناطق است.
و در الدر المنثور است كه حكيم ترمذى- در نوادر الاصول- و ابو نصر سجزى، در كتاب ابانه، و بيهقى، در كتاب شعب الايمان، و ديلمى، در مسند فردوس از عبد اللَّه بن جراد روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا فرمود: آن كس كه چشمش نبيند كور نيست بلكه كور كسى است كه بصيرتش از كار افتاده باشد[٤].
و در كافى به سند خود از زراره از امام ابى جعفر (ع) روايت كرده كه در حديثى فرمود: نبى كسى است كه فرشته وحى را در خواب مىبيند و صوت را مىشنود، ولى در بيدارى ملك را نمىبيند و رسول كسى است كه هم صوت را مىشنود و هم در خواب مىبيند و هم در بيدارى فرشته را مشاهده مىكند[٥].
مؤلف: و در اين معنا روايات ديگرى است. و مراد از معاينه و مشاهده ملك- به طورى كه در روايات ديگر آمده- نازل شدن ملك و ظهورش براى رسول و سخن گفتنش با او و رساندن وحى است به او كه ما بعضى از اين روايات را در ابحاث نبوت در جلد دوم اين كتاب نقل كرديم.
و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه به سندى صحيح از سعيد بن جبير روايت كردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ سوره و النجم اذا هوى را در مكه خواند تا اين آيه:(أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى، وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى) همين كه اين آيه را خواند شيطان به زبانش انداخت و گفت: و غرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى گفتند: تا كنون خدايان ما را به نيكى ياد نكرده بود و او خودش به سجده افتاد مردم هم سجده كردند.
آن گاه جبرئيل بيامد و گفت: آنچه را كه من بر تو نازل كردم بخوان. رسول خدا ٦ خواند تا رسيد به تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى جبرئيل
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٤٢٧.
[٢] معانى الاخبار، ص ١١١.
[٣] كمال الدين.
[٤] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٦٥.
[٥] اصول كافى، ج ١، ص ١٧٦.