ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٦ - رواياتى ديگر در ذيل آيات راجع به مناسك حج و وجه تسميه خانه كعبه به بيت العتيق
قول زور است[١].
و در همان تفسير آمده كه ايمن بن خزيم از رسول خدا ٦ روايت كرده كه روزى ما را مخاطب قرار داد و فرمود: اى مردم! خداوند شهادت بناحق را هم لنگه شرك به خود حساب كرده، و فرموده:(فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ)[٢].
مؤلف: ذيل اين روايت در الدر المنثور، از احمد، ترمذى، ابن جرير، ابن منذر و ابن مردويه از ايمن روايت شده است[٣].
و در كافى به سند خود از ابى الصباح كنانى از ابى عبد اللَّه (ع) روايت كرده كه در ذيل جمله(لَكُمْ فِيها مَنافِعُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى) فرمود: يعنى ما دام كه قربانى نشده، اگر در راه خسته شد مىتواند سوارش شود، البته نه اينكه خستهاش كند و اگر تشنه شد مىتواند از شيرش بدوشد، البته به شرطى كه همه آن را ندوشد[٤].
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه از على (ع) روايت كرده كه فرمود:
حاج مىتواند سوار شتر خود شود، اما به طور شايسته[٥].
مؤلف: نظير اين روايت را از جابر از رسول خدا ٦ نيز آورده[٦].
و در تفسير قمى در ذيل آيه(فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ) فرموده: يعنى عبادت كنندگان[٧].
و در كتاب كافى به سند خود از عبد اللَّه بن سنان از امام صادق (ع) روايت كرده كه در ذيل جمله(فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ) فرمود: اين آن هنگامى است كه شتر براى نحر، مىايستد كه دست و پايش در يك صف قرار گرفته، دستهايش از پا تا زانو بسته شده. و جمله(فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها) مربوط به آن هنگامى است كه به زمين مىافتد[٨].
و در همان كتاب به سند خود از عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه، از امام صادق (ع) روايت كرده كه در تفسير جمله(فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها) فرمود: يعنى وقتى به زمين افتاد از آن بخوريد و به قانع يعنى كسى كه هر چيزى به او بدهى راضى مىشود و ناراحت
[١] ( ١، ٢) مجمع البيان، ج ٧، ص ٨٢.
[٢] ( ١، ٢) مجمع البيان، ج ٧، ص ٨٢.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٥٩.
[٤] فروع كافى، ج ٤، ص ٤٩٢.
[٥] ( ٥، ٦) الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٦١.
[٦] ( ٥، ٦) الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٦١.
[٧] تفسير قمى، ج ٢، ص ٨٤.
[٨] فروع كافى، ج ٤، ص ٤٩٧.