ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٢ - بحث روايتى رواياتى در باره برابرى مردم در مكه(سواء العاكف فيه و الباد)، ظلم در آن شهر مقدس(و من يرد فيه بإلحاد بظلم ) و منافع مترتب بر حج(ليشهدوا منافع لهم)
آن گاه كه رسول خدا ٦ را از مكه جلوگيرى كردند نازل شده، و مقصود از عاكف اهل مكه، و مقصود از بادى كسانى است كه از خارج مىآيند. هيچ كس حق ندارد كسى را از دخول در حرم و منزل كردن در آن ممانعت كند[١].
و در تهذيب به سند خود از حسين بن ابى العلاء روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) آيه(سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ) را قرائت كرد و فرمود: مردم مكه هيچ يك از خانههايشان در نداشت، اولين كسى كه براى خانه خود دو لنگه در گذاشت معاوية بن ابى سفيان بود، و حال آنكه براى احدى سزاوار نبود كه حاجى را از خانه و منزلهاى مكه جلوگيرى كند[٢].
مؤلف: روايات در اين معنا بسيار است، و اصل اين مساله بايد در فقه مورد بحث قرار گيرد.
و در كافى از ابن ابى عمير از معاويه روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) معناى كلام خداى عز و جل را پرسيدم كه مىفرمايد:(وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ) فرمود: هر ظلمى الحاد است، حتى زدن خادم بىگناه هم از همين الحاد است[٣].
و در همان كتاب به سند خود از ابى الصباح كنانى روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) از معناى آيه(وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ) پرسيدم، فرمود: هر ظلمى كه شخص در مكه مرتكب شود، چه ظلم به نفس، و چه ظلم به غير، من آن را الحاد مىدانم، و به همين جهت امام از اينكه در مكه سكونت گزيند پرهيز مىكرد[٤].
مؤلف: اين روايت را صاحب علل الشرائع هم از ابى الصباح از آن جناب آورده، و در روايت وى آمده: و به همين جهت امام همواره مردم را نهى مىكرد از اينكه مجاور مكه شوند.
و در معناى اين روايت و روايت قبلش رواياتى ديگر نيز هست[٥].
و نيز در كافى به سند خود از ربيع بن خثيم روايت كرده كه گفت: امام صادق (ع) را ديدم كه داشت پيرامون كعبه طواف مىكرد، در حالى كه در محملى قرار داشت، چون سخت مريض بود، پس ديدم كه هر وقت به ركن يمانى مىرسيد دستور مىداد او را به زمين بگذارند، دست خود از سوراخ محمل بيرون مىآورد و آن را به زمين مىكشيد بعد
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٨٣.
[٢] تهذيب، ج ٥، ص ٤٢٠.
[٣] ( ٣، ٤) فروع كافى، ج ٤، ص ٢٧٧.
[٤] ( ٣، ٤) فروع كافى، ج ٤، ص ٢٧٧.
[٥] علل الشرائع، ص ٤٥٥.