ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٧ - توضيح مفردات و جملات آيات مربوط به مناسك حج
(افراط و تفريط)، به وسط مىآيند، و بدان سو متمايل مىشوند. و معناى اينكه مردمى براى خدا حنفاء باشند اين است كه از اغيار (يعنى آلهه و بتها) به سوى خدا مايل گردند. و لذا اين جمله و جمله(غَيْرَ مُشْرِكِينَ) يك معنا را افاده مىكند.
و اين دو جمله، يعنى جمله(حُنَفاءَ لِلَّهِ) و جمله(غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ) هر دو حال از فاعل فاجتنبوا هستند، و آن را چنين معنا مىدهند: شما از اوثان و قربانى كردن براى آنها اجتناب كنيد در حالى كه از غير خدا مايل به سوى خدا باشيد، و در حج خود به او شرك نورزيد، چون مشركين در عمل حج اينطور تلبيه مىگفتند: لبيك، لا شريك لك الا شريكا هو لك، تملكه و ما ملك يعنى لبيك اى خدا، شريكى براى تو نيست، مگر شريكى كه مال خود تو است، تو هم آن را مالكى و هم ما يملك آن را مالكى.
(وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ)- يعنى مرغ شكارى آن را به سرعت بگيرد. در اين جمله مشرك را در شرك ورزيدن و سقوطش از درجات انسانيت، به هاويه ضلالت و شكار شيطان شدنش را، تشبيه كرد به كسى كه دارد از آسمان سقوط مىكند و عقاب لاشخور او را به سرعت بگيرد.
(أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ)- و يا باد او را به مكانى سحيق يعنى بسيار دور پرتاب كند. اين جمله عطف است بر جمله(فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ)، و تشبيه ديگرى است از مشركين از نظر دورى از راه حق.(ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ) كلمه ذلك خبر است براى مبتدايى كه حذف شده، و تقدير آن الامر ذلك- قضيه از اين قرار است بوده. و كلمه شعائر جمع شعيرة است، و شعيره به معناى علامت است، و شعائر خدا علامتهايى است كه خداوند آنها را براى اطاعتش نصب فرموده، هم چنان كه خودش فرمود:(إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ)[١] و نيز فرموده:(وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ ...)[٢].
و مراد از آن، شترى است كه براى قربانى سوق داده مىشود، و با شكافتن كوهانش از طرف راست آن را علامتگذارى مىكنند تا معلوم شود كه اين شتر قربانى است- ائمه اهل بيت (ع) آيه را چنين تفسير كردهاند. ظاهر جمله(لَكُمْ فِيها مَنافِعُ) كه بعد از
[١] سوره بقره، آيه ١٥٨.
[٢] سوره حج، آيه ٣٦.