ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩٧ - معنى و مفاد آيه من كان يظن أن لن ينصره الله و وجوهى كه در باره آن گفتهاند
اميدوار او نباشد و خيال كند كه خدا او را يارى نمىكند و به خاطر همين خيال دچار غيظ شود پس هر نقشه كه مىتواند بريزد كه نقشهاش سودى به حالش نخواهد داشت.
بعضى[١] ديگر گفتهاند كه ضمير مذكور به موصول بر مىگردد، هم چنان كه در قول سابق به آن بر مىگشت، و مراد از نصرت رزق است. وقتى مىگويند: ارض منصورة ، معنايش زمين باران ديده است، و معناى آيه همان معنايى است كه در قول سابق گذشت.
چيزى كه هست قول دومى از قول سابق به اعتبار عقلى نزديكتر و بهتر است، ليكن اشكالى بر هر دو قول متوجه است، و آن اين است كه لازمه هر دو قول اين است كه آيه شريفه متصل به آيات قبلش نباشد. اشكال ديگر اينكه اگر اين دو قول صحيح بود جا داشت بفرمايد: من ظن ان لن ينصره اللَّه ... نه اينكه بفرمايد:(مَنْ كانَ يَظُنُّ) زيرا تعبير دومى كه در قرآن آمده استمرار ظن در گذشته را مىرساند و همين تعبير مؤيد قول اول است.
(وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ آياتٍ بَيِّناتٍ وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ) در سابق مكرر گذشت كه كلمه كذلك: اين چنين از باب تشبيه كلى به فرد است، با اينكه فرد مصداق كلى است، ولى به اين اعتبار كه ميان كلى و فرد تباين فرض شده باشد، و اين اعتبار به خاطر اين است كه بفهماند حكم جارى در فرد مفروض در ساير افراد نيز جريان دارد، مثل كسى كه به حسن و جواد كه مشغول صحبت كردن، و قدم زدن هستند اشاره كرده بگويد: انسان بايد اينطور باشد، يعنى حكم و طريقه حرف زدن و تكلم كه در اين دو نفر جريان دارد بايد در همه جريان يابد. پس معناى آيه اين مىشود كه: ما قرآن را در حالى كه آياتى روشن و واضح الدلاله است نازل كرديم، هم چنان كه آيات سابقه بر اين سوره نيز واضح بود.
جمله(وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ) خبرى است براى مبتداى حذف شده، و تقدير آن و الامر ان اللَّه يهدى من يريد است، و معنايش اين است كه مطلب از اين قرار است كه خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكند، و اما كسى كه او نخواهد هدايت كند، ديگر هدايت كنندهاى برايش نخواهد بود. پس صرف اينكه آيات الهى بينات واضحة الدلاله هستند در هدايت شنونده كافى نيست، مگر آنكه خدا بخواهد هدايتش كند.
بعضى[٢] از مفسرين گفتهاند: جمله مذكور عطف است بر ضمير در انزلناه و تقدير
[١] ابو الفتوح رازى، ج ٨، ص ٧٨.
[٢] تفسير لاهيجى، ج ٣، ص ١٦٧.