ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٨ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به قذف به حق بر باطل، وصف ملائكه، استدلال بر نفى آلهه و )
و در احتجاج گفته: و روايت شده كه عمرو بن عبيد بر امام باقر (ع) وارد شد تا او را با چند سؤال امتحان كند، از آن جمله گفت: فدايت شوم معناى آيه(أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما) چيست و مقصود از اين رتق و فتق كدام است؟ فرمود: آسمان رتق بود، يعنى باران نمىباريد، و زمين رتق بود، يعنى گياه نمىرويانيد، خداوند آسمان را فتق كرد يعنى باران از آن فرو فرستاد، و زمين را فتق كرد يعنى گياهان از آن رويانيد. عمرو بن عبيد مجاب شد، و ديگر هيچ اعتراضى نكرد و رفت[١].
مؤلف: اين معنا در روضه كافى از آن جناب به دو طريق روايت شده[٢].
و در نهج البلاغه امام على (ع) فرموده: خداوند بعد از بسته بودن، آن را گشود و درهاى بستهاش را باز كرد[٣].
[١] احتجاج طبرسى، ج ٢، ص ٦١.
[٢] روضه كافى، ص ٩٥.
[٣] نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٦، ص ٤١٩.