ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٠ - تقرير برهان كه با بيان فتق آسمانها و زمين بعد از رتق آنها(كانتا رتقا ففتقناهما) براى توحيد خداى تعالى در ربوبيت و تدبير اقامه شده است
(وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ).
يعنى هر كه چنين بگويد ظالم است و سزايش را جهنم مىدهيم، چون جهنم سزاى ظالم است، و مضمون آيه، قضيهاى است شرطيه، و معلوم است كه قضيه شرطيه مستلزم تحقق شرط نيست.
(أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ).
مراد از رؤيت علم فكرى است و اگر آن را رؤيت ناميد به خاطر اين است كه علم فكرى در هر امرى آن را مانند رؤيت محسوس مىسازد.
دو كلمه رتق و فتق به دو معناى مقابل همند، راغب در مفردات گفته: كلمه رتق به معناى ضميمه كردن و به هم چسباندن دو چيز است، چه اينكه در اصل خلقت به هم چسبيده باشند و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، هم چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
(كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما)، زمين و آسمان به هم چسبيده بودند، از يكديگر جداشان كرديم، و فتق به معناى جدا سازى دو چيز متصل به هم است، و اين ضد رتق است[١]، و ضمير تثنيه در جمله كانتا ، و ففتقناهما ، به سماوات و ارض بر مىگردد، در حقيقت آسمانها را طايفهاى، و زمين را طايفهاى (ديگر) دانسته، و آن دو را دو طايفه خوانده، و اگر خبر كان يعنى رتقا را مفرد آورد، بدين جهت بود كه مصدر است، و مصدر تثنيه و مفردش يكى است، هر چند كه به معناى مفعول باشد، و معنايش اين است كه: اين دو طايفه متصل به هم بودند ما جدايشان كرديم.
[تقرير برهان كه با بيان فتق آسمانها و زمين بعد از رتق آنها ((كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما)) براى توحيد خداى تعالى در ربوبيت و تدبير اقامه شده است]
اين آيه و آيات سهگانه بعدش برهان بر توحيد خداى تعالى در ربوبيت، و تدبير عالم است كه به مناسبت اينكه كلام منجر به توحيد خدا، و نفى الوهيت ملائكه شد، در اينجا به ميان آمده، و خلاصه برهانى كه گفتيم در اين سه آيه آمده، اين است كه پارهاى از موجودات را بر شمرده، كه خلقت آنها آميخته با تدبير است، و نتيجه گرفته كه پس تدبير از خلقت منفك شدنى نيست، پس بالضروره آن كسى كه اين موجودات را آفريده، خود او مدبر آنها است، مانند آسمانها و زمين، و هر موجود جاندار، و نيز مانند كوهها و درهها و شب و روز و آفتاب و ماه، كه وجودشان توأم با تدبير است.
پس اينكه فرمود:(أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما)
[١] مفردات راغب، ماده فتق و رتق .