ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٤٥ - وجوهى كه در باره جمع بين غفلت(كه متضمن عدم توجه است) و اعراض(كه مستلزم توجه است) در جمله و هم في غفلة معرضون گفته شده است
اعراض است، به اين معنا كه مادامى كه انبيا ايشان را متوجه نكردهاند غافلند، چون از آنچه عقول آنان اقتضا دارد كه بايد كيفرى براى بدكاران و پاداشى براى نيكوكاران باشد در غفلتند، و وقتى انبيا ايشان را به شنيدن نداى و جدان و عقل دعوت نموده متوجهشان مىكنند، آن وقت اعراض مىنمايند، و گوش خود گرفته فرار مىكنند، اين بود پاسخ زمخشرى از اشكال[١].
و فرق ميان پاسخ او و پاسخ ما اين است كه: او اعراض را در طول غفلت گرفته نه در عرض آن، و ما هر دو را در عرض هم و در يك زمان تصوير كرديم، و انصاف هم همين است كه ظاهر آيه مىرساند زمان اعراض و غفلت يك زمان است، نه اينكه يكى بعد از ديگرى باشد.
بعضى[٢] ديگر اشكال را اينطور پاسخ گفتهاند كه: اعراض به معناى اتساع است و معناى آيه اين است كه ايشان در غفلت وسيعى هستند. بعضى[٣] ديگر غفلت را به معناى اهمال گرفته و گفتهاند: اهمال و اعراض با هم منافات ندارند. ولى اين دو وجه از قبيل التزام به چيزى است كه خود ملتزم هم، قبولش ندارد.
و معناى آيه اين است كه حساب اعمال مردم براى مردم نزديك شد، در حالى كه ايشان در غفلت از آن مستمرند، و يا در حالى كه در غفلت بزرگى قرار دارند و از آن روى گردانند، چون به شغلهاى دنيا، و آماده نگشتن براى توبه و ايمان و تقوى مشغول و سرگرمند.
(ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ ...) اين آيه به منزله تعليلى است براى جمله(وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ) چون اگر در غفلت و روىگردان نبودند در هنگام شنيدن ذكر به لهو و لعب نمىپرداختند، و بلكه خود را براى شنيدن آن آماده مىكردند، و چون چنين بود، يعنى آيه شريفه تعليل آن جمله بود، لذا آن را بدون حرف عطف آورد.
و مراد از كلمه ذكر هر چيزى از قبيل وحىهاى الهى، مانند كتب آسمانى است كه خدا را به ياد آدمى بيندازد، كه يكى از آنها قرآن كريم است، و مراد از آمدن ذكر ، نازل شدن آن براى ايشان است، به اينكه بر پيغمبر نازل شود و او به گوش ايشان برساند، و كلمه محدث به معناى جديد و نو است، و اين معنا معنايى است نسبى، كه صفت ذكر است، پس اگر قرآن مثلا ذكرى نو است، براى اين است كه بعد از انجيل نازل شده، هم چنان كه انجيل نيز به خاطر اينكه بعد از تورات نازل شده نسبت به آن ذكرى است جديد، و
[١] تفسير كشاف، ج ٣، ص ١٠١.
[٢] ( ٢، ٣) روح المعانى، ج ١٧، ص ٦.
[٣] ( ٢، ٣) روح المعانى، ج ١٧، ص ٦.