ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣١٩ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيه و لقد عهدنا إلى آدم و برخى ديگر از آيات گذشته)
مخالف با قرآن كريم است، و از همين جا ضعف روايت روضه كافى هم روشن مىشود زيرا روضه كافى به سند خود از ابى حمزه از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود:
خداى تعالى به آدم عهد كرد كه نزديك اين درخت مشو، ولى همين كه وقت آن شد كه خدا مىدانست آدم از آن خواهد خورد آدم عهد خود را فراموش كرد و از آن درخت خورد و اين همان معنايى است كه آيه(وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً) بيان مىكند[١].
اين قول منسوب به ابن عباس است و اصل آن روايتى است كه الدر المنثور از زبير بن بكار در كتاب موفقيات از ابن عباس آورده كه گفت: من از عمر بن خطاب معناى آيه(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ)[٢] را سؤال كردم، عمر گفت: عدهاى از مهاجرين بودند كه در انسابشان ننگهايى بود روزى گفتند: به خدا سوگند دوست مىداريم خداوند آيهاى نازل كند و انساب ما را معرفى نمايد (تا مردم اينقدر در باره ما حرف نزنند) در پاسخ آنان اين آيه نازل شد.
آن گاه عمر به من گفت: رفيق شما يعنى على بن ابى طالب اگر سرپرست مسلمين شود زهد مىورزد ولى مىترسم دچار عجب گردد آن وقت هلاك شود. گفتم اى امير المؤمنين! اين چه حرفى است در باره رفيق ما مىزنى تو خود آنچه را ما در باره او مىگوييم خوب مىدانى او مردى است كه هيچ حكمى را تغيير نداد و از حق عدول نكرد و در تمامى ايام صحبتش با رسول خدا يك لحظه منحرف نشد و آن جناب را به خشم نياورد؟ گفت: و نه در خصوص دختر ابى جهل كه على (ع) خواست با اينكه فاطمه در نكاح او بود از او خواستگارى كند؟ گفتم: خداى تعالى در باره نافرمانى آدم گفت:(وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً) و صاحب ما عازم بر به خشم آوردن رسول خدا ٦ نبود و ليكن خاطرههايى بود كه هيچ كس نمىتواند آنها را از خود دور سازد و چه بسا مىشود كه فقيه در دين خدا و عالم به امر خدا وقتى تذكرى به او مىدهند بر مىگردد و توبه مىكند. عمر گفت: اى ابن عباس هر كس بپندارد كه مىتواند با شما در درياى شما شناورى كند تا به قعر آن برسد خيلى نفهمى كرده است[٣].
پس به طورى كه ملاحظه مىكنيد ابن عباس دليل خود را بر اين اساس پايهگذارى
[١] روضه كافى، ج ٨، ص ١١٣.
[٢] اى كسانى كه ايمان آورديد از چيزهايى كه اگر فاش شود ناراحت مىشويد پرسش مكنيد.
سوره مائده، آيه ١٠١.
[٣] الدر المنثور، ج ٤، ص ٣٠٩.