ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٠٥ - بيان آيات
گفتيم: اى آدم اين دشمن تو و همسر تو است مواظب باشيد شما را از اين بهشت بيرون نكند كه تيره بخت مىشوى (١١٧).
تو را مىرسد كه در بهشت بمانى نه گرسنه شوى و نه برهنه (١١٨).
آرى در آنجا نه تشنه مىشوى و نه آفتاب زده (١١٩).
شيطان او را وسوسه كرد و گفت: اى آدم آيا تو را به رخت خلود و سلطنتى كه كهنه نمىشود راه برى بكنم؟! (١٢٠).
سر انجام هر دو از آن درخت خوردند و عورتهايشان به ايشان نمودار شد و بنا كردند از برگهاى بهشت به خودشان بچسبانند، آدم نافرمانى پروردگار خويش كرد و از راه برفت (١٢١).
پس از آن پروردگارش او را برگزيد و توبه او را پذيرفت و هدايتش كرد (١٢٢).
(خداوند) فرمود: همگى پايين برويد در حالى كه بعضى دشمن بعضى ديگر خواهيد بود، پس اگر هدايتى از من سوى شما آمد هر كه آن را پيروى كند نه گمراه مىشود و نه تيره بخت (١٢٣).
و هر كس از كتاب من روى بگرداند وى را روزگارى سخت خواهد بود و او را در روز قيامت كور محشور كنيم (١٢٤).
آن وقت گويد پروردگارا چرا مرا كه بينا بودم كور محشور كردهاى؟! (١٢٥).
(خداى تعالى در پاسخش) گويد: همانطور كه تو از ديدن آيههاى ما خود را به كورى زدى و آن را فراموش كردى ما نيز امروز تو را فراموش كرديم (١٢٦).
بيان آيات
در اين آيات داستان داخل شدن آدم و همسرش در بهشت، و بيرون شدنشان به وسوسهاى از شيطان، و حكمى كه خداى تعالى در اين موقع راند كه دينى تشريع نموده سعادت و شقاوت بنى نوع آدمى را منوط به پيروى هدايت او و اعراض از آن نموده بيان مىكند.
و اين داستانى كه نام برديم در چند جاى قرآن آمده، ولى در اين سوره با كوتاهترين عبارت، و زيباترين بيان ايراد شده است، و به طورى كه ذيل آن شهادت مىدهد عمده عنايت در آن بيان همان حكمى است كه گفتيم به تشريع دين و ثواب و عقاب رانده، هم چنان كه تفريع بعدش هم كه فرموده:(وَ كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّهِ ...) اين معنا را تاييد مىكند.