ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٧ - بحث روايتى رواياتى در بيان اينكه كهيعص اشاره به برخى اسماء حسناى الهى است
مؤلف: و نيز قريب به اين معنا از محمد بن عماره از آن جناب روايت شده است[١]، و در الدر المنثور از ابن عباس روايت شده كه در معناى اين كلمه گفته: كاف اشاره به كبير، هاء به هادى، يا به امين، عين به عزيز، صاد به صادق است، و در نقل ديگرى اينطور گفته: كه كاف بجاى كبير است، و همچنين تا آخر[٢].
و نيز به طريق ديگرى نقل شده كه گفته است: معنايش كريم، هادى، حكيم، عليم، صادق است، و از ابن مسعود و غير او نيز روايت شده، و حاصل روايات به طورى كه ملاحظه مىكنيد اين است كه حروف مقطعه قرآن هر يك از اول يكى از اسماء حسناى خدا گرفته شده، چيزى كه هست يكى مىگويد: كاف از كبير، يكى مىگويد از كافى، و يكى مىگويد از كريم گرفته شده، و همچنين ساير حروف[٣].
ليكن اين روايات از اين نظر ناصحيح به نظر مىرسند كه در حروف مقطعه مورد بحث حرف ياء وجود دارد، و آن را به معناى ولى و يا حكيم و يا عزيز گرفتهاند، و اولين حرف اين اسماء هيچ يك ياء نيست، و در روايتى كه از ام هانى نقل شده اصلا براى ياء معنايى نكرده، تنها كلمه مورد بحث به كافى و هادى و عالم و صادق معنا شده است، و در بيان اين كلمه مختصرى اشاره رفت[٤].
و در تفسير قمى در ذيل آيه:(وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا) مىگويد يعنى دعاى من نزد تو هرگز بىنتيجه نبوده است[٥].
و در مجمع البيان در ذيل آيه:(وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ) گفته بعضى گفتهاند: مقصود از موالى، عموها، و پسر عموها است، و آن را به امام ابى جعفر (ع) نسبت دادهاند، و امام على بن الحسين و امام محمد بن على باقر (ع) خواندهاند:(وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ) به فتحه خاء و تشديد فاء، و كسره تاء[٦].
مؤلف: جمعى از صحابه و تابعين نيز اينطور قرائت كردهاند.
و در احتجاج است كه عبد اللَّه بن حسن به سند خود از پدرانش (ع) روايت كرده كه فرمودهاند: بعد از آنكه ابو بكر تصميم گرفت فدك را از فاطمه بگيرد و اين خبر به فاطمه (ع) رسيد، آن حضرت نزد وى رفت، و فرمود: اى پسر ابى قحافه آيا در كتاب
[١] معانى الاخبار، ص ٢٨، ح ٦.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٥٨.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٥٨.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٥٨.
[٥] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٨.
[٦] مجمع البيان، ج ٦، ص ٥٠٢.