ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٥٤ - جواب بليغ مؤمنان در مقابل عتاب فرعون و تهديدات او، كه حاكى از تحول فكرى و معنوى آنان بعد از ايمان مىباشد
(إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى).
كلمه خطايا جمع خطيئه است كه قريب المعنا با كلمه سيئة است، و جمله(ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ) عطف است بر خطايانا ، و كلمه(مِنَ السِّحْرِ) بيان آن است و معنايش اين است كه ما به پروردگارمان ايمان آورديم، تا خطاهاى ما را و آن سحرى كه تو ما را بر آن مجبور كردى بيامرزد، و اين خود دليل بر اين است كه فرعون ايشان را بر به كار بردن آن سحرها مجبور كرده بود، حال يا موقعى كه از شهر و ده خود احضار شدهاند به جبر بوده و يا در موقعى كه در بين خود نزاع نموده و محرمانه گفتگو مىكردهاند مجبور به مقابله و مسابقه با موسى (ع) شدهاند.
اول آيه تعليل جمله(لَنْ نُؤْثِرَكَ ...) است، يعنى اگر ما خداى را كه خالق ما است بر تو اختيار كرديم و به او ايمان آورديم براى اين بود كه خطاياى ما و آن سحرى كه تو ما را بر آوردن آن مجبور كردى بيامرزد.
و ذيل آيه يعنى جمله(وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى) تتمه بيان و به منزله تعليل براى صدر آن است، گويا گفتهاند: اگر ما آمرزش خدا را بر احسان و جائزه تو ترجيح داديم، براى اين بود كه آمرزش خدا، هم بهتر و هم دائمىتر است، يعنى از هر خيرى بهتر و از هر باقىيى باقىتر است- و اين عموميت را از اطلاق كلام مىفهميم- پس هيچ چيزى را بر آن ترجيح نبايد داد ، و در ذيل آيه نوعى مقابله با ذيل كلام فرعون به كار رفته كه گفت:(وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى).
در نوبت نخست از خداى تعالى تعبير كردند به (الَّذِي فَطَرَنا)- آن كس كه ما را آفريد و در نوبت دوم به ربنا- پروردگار ما و در نوبت سوم به اللَّه و اين اختلاف تعبيرها به خاطر اختلاف مقامات است، زيرا در نوبت اول خواستند بفهمانند اينكه خداى تعالى فاطر و خالق ما است، يعنى ما را از كتم عدم به عالم وجود آورده، قهرا تمامى خيراتى كه در اين عالم است مانند هستى خود ما منتهى به او مىگردد، يعنى او ايجادش كرده و در نتيجه براى غير او باقى نمىماند مگر باطل و سراب، و اين خود باعث آن شده كه از هر جهت جانب خداى تعالى بر غير او ترجيح داده شود، حال كه معلوم شد مقام، مقام ترجيح است، لذا در ترجيح خداى تعالى بر فرعون تعبير كردند به(الَّذِي فَطَرَنا).
و اما نوبت دوم كه گفتند: ربنا نكتهاش اين بوده كه در اين مقام خواستهاند از ايمان خود به او خبر دهند و در ميان صفات خداى تعالى آن صفتى كه ارتباطش با ايمان خلق بيشتر است صفت ربوبيت است كه در بر دارنده معناى ملك و تدبير است.
و اما نوبت سوم كه به كلمه جلاله اللَّه تعبير كردند، بدين جهت بود كه