ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٤ - سؤال ديگر فرعون فما بال القرون الأولى كه معاد را استبعاد كرده زير سؤال مىبرد
است، و معنا اين است كه: پروردگار ما آن كسى است كه به مخلوقات خود هر نعمتى را داد.
و مانند گفتار بعضى[١] ديگر كه گفتهاند: مراد از هدايت ، ارشاد و راهنمايى به وجود خداى تعالى و يگانگى او است، و معناى آيه اين است كه پروردگار ما كسى است كه به هر چيزى از موجودات آنچه را كه با زبان استعداد طلب مىكرد داد و سپس آن را با همين وسيله به وجود و يگانگى خود ارشاد فرمود.
ولى اگر در آنچه گذشت دقت و تامل شود همان كافى است براى اينكه تو را بر فساد وجوه مذكور ارشاد و راهنمايى كند و بفهماند كه چقدر معانى بعيدى است از سياق، و چه تقييدات بدون مقيدى را مستلزم است.
[سؤال ديگر فرعون:(فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى) كه معاد را استبعاد كرده زير سؤال مىبرد]
(قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى) بعضى[٢] گفتهاند: كلمه بال در اصل به معناى فكر است و از همين باب است كه مىگويند: خطر ببالى- به ذهنم خطور كرد و بعدا در معناى حال استعمال شد و در آيه مورد بحث به همين معنا آمده، و معناى آيه اين است كه گفت حال قرون اولى چه بود؟ و اين كلمه تثنيه و جمع ندارد و جمع آن به صورت بالات بسيار كم استعمال مىشود.
از آنجايى كه پاسخ موسى مشتمل بر هدايت عمومى بود كه در خصوص نوع بشر جز از راه نبوت و معاد صورت نمىگيرد، چون اين توحيد جز با حساب و جزاء كه ميان نيكوكار و بد كار فرق بگذارد تمام نمىشود، و اين حساب و جزاء هم جز با فرق گذاشتن ميان كارهاى نيك و بد و آنچه مورد امر و رضايت خدا است، از آنچه مورد نهى و غضب او است ميسر نمىشود، و نيز از آنجايى كه دعوت موسى و فرعون كه مامور شدند آن را به فرعون برسانند مشتمل بر مساله جزاء بود، و در آخرش صريحا داشت:(إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنا أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى) و چون فرعون مانند ساير وثنى مذهبان منكر معاد بود، لذا گفتگوى از مساله ربوبيت را كه از موسى پاسخ دندانشكنى شنيده بود رها كرده، به مساله معاد پرداخت و از در استبعاد و ناباورى از او پرسيد مگر چنين چيزى ممكن است؟.
پس اينكه گفت:(فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى؟) معنايش اين است كه امتها و انسانهاى ادوار گذشتهاى كه مردند و نابود شدند و ديگر نه خبرى از ايشان هست و نه اثرى،
[١] قرطبى، ج ١١، ص ٢٠٤.
[٢] روح المعانى، ج ١٦، ص ٢٠٣.