ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٦ - مقصود از اينكه در باره قيامت فرمود أكاد أخفيها - نزديكست پنهانش بدارم
فاعل خودش است، و مراد اين است كه نماز بخوان تا با ثنا و ثواب خود، تو را ياد كنيم، و يا اين است كه نماز بخوان براى اينكه من نماز را در كتب آسمانيم ذكر كرده و بدان دستور دادهام .
بعضى[١] ديگر گفتهاند: اين اضافه انحصار اقامه را در ذكر، افاده مىكند، و معنايش اين است كه نماز را تنها و تنها به خاطر ياد من بخوان، نه به غرض ديگر، از قبيل اميد ثواب و يا ترس عقاب. ولى بعضى[٢] ديگر اين افاده را قبول نكردهاند.
بعضى[٣] ديگر انحصار را قبول كرده و گفتهاند: مضاف را منحصر در مضاف اليه مىكند، و مراد اين است كه نماز را تنها به خاطر ياد من به جاى آر، بدون اينكه به آن رياء كنى، يا با ياد غير من آميختهاش سازى. بعضى[٤] ديگر گفتهاند: هر چند اين معنا در جاى خود صحيح است و ليكن لفظ آيه هيچ دلالتى بر آن ندارد.
بعضى[٥] ديگر گفتهاند: مراد از ذكر، ذكر خود نماز است، يعنى نماز را هر وقت بيادت آمد و يا به خاطر اينكه يادت آمد بخوان، كه بنا بر اين مضاف در تقدير است، و اصل آن لذكر صلوتى بوده، و يا از آنجايى كه ذكر نماز سبب ذكر خدا است مسبب را آورده و سبب را اراده كرده است. و همچنين وجوه زشت و زيبايى ديگر و آنچه بفهم آدمى تبادر مىكند همان است كه گفتيم.
(إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى).
اين آيه تعليل جمله فاعبدنى است كه در آيه قبلى بود، و اين منافات ندارد با اينكه جمله مذكور متفرع بر(لا إِلهَ إِلَّا أَنَا) باشد، براى اينكه هر چند وجوب عبادت خدا ذاتا متفرع بر يكتايى او است، و ليكن يكتايى او به تنهايى و بدون وجود روز جزا كه آدميان پاداش داده شوند، و نيك و بد از هم متمايز گردند، مطيع و ياغى از هم جدا شوند، اثرى ندارد، و تشريع احكام و اوامر و نواهى بىنتيجه مىماند، و به همين جهت در قرآن كريم مكرر در مقام اثبات چنين روزى فرموده: هيچ ريبى در آن نيست.
[مقصود از اينكه در باره قيامت فرمود: (أَكادُ أُخْفِيها)- نزديكست پنهانش بدارم ]
و در جمله(أَكادُ أُخْفِيها) ظاهر اينكه اخفاء را مطلق آورد اين است كه مراد اخفاء به تمام معنا باشد، يعنى آن را پنهان بدارم و مكتوم نگه دارم، و به هيچ وجه احدى را از آن آگاه نكنم، تا وقتى واقع مىشود ناگهانى و دفعة واقع شود، هم چنان كه قرآن كريم صريحا فرموده:(لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً)[٦].
[١] ( ١، ٢، ٣، ٤، ٥) تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١٩ الى ٢١.
[٢] ( ١، ٢، ٣، ٤، ٥) تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١٩ الى ٢١.
[٣] ( ١، ٢، ٣، ٤، ٥) تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١٩ الى ٢١.
[٤] ( ١، ٢، ٣، ٤، ٥) تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١٩ الى ٢١.
[٥] ( ١، ٢، ٣، ٤، ٥) تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١٩ الى ٢١.
[٦] و جز به طور ناگهانى به سراغ شما نمىآيد. سوره اعراف، آيه ١٨٧.