ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٥٤ - اشاره به مراد از اينكه فرمود خداوند براى مؤمنان صالح العمل مودتى در دلها قرار مىدهد
و مطيع او در عبوديت است، و از وجود و آثار وجود جز آنچه را خدا به او داده ندارد، و آنچه را هم به او داده از در بندگى و اطاعت پذيرفته، حتى در پذيرفتنش هم اختيارى از خود نداشته و از عبوديتش تنها اين معنا ظاهر نمىگردد، بلكه اللَّه احصيهم و عدهم عدا ، خدا عبوديت را بر آنان مسجل كرده، و هر يك را در جاى خود قرار داده، و او را در كارى كه از او مىخواسته به كار زده، و خود شاهد عبوديتش بوده، باز تنها اين نيست، بلكه به زودى هر يك، فرد و تنها نزد او خواهند آمد، در حالى كه مالك هيچ چيز نيستند، و همراهشان چيزى ندارند، و با همين وضع است كه حقيقت عبوديتشان براى همه روشن مىشود، و آن را به چشم خود مىبينند، و وقتى حال تمامى موجودات كه در آسمانها و زمين است اين باشد، ديگر چطور ممكن است بعضى از همين موجودات فرزند خدا باشد، و واجد حقيقت لاهوتى و مشتق از جوهره آن باشد؟
و چگونه الوهيت با فقر جمع مىشود؟.
و اما منتهى شدن وجود موجودات تنها، به خداى تعالى كه آيه اولى متضمن آن است، از مسائلى است كه براى معتقدين به صانع جاى هيچ ترديد نيست، حال چه معتقد به توحيد صانع باشد و چه مشرك باشد، همه در آن اتفاق دارند، تنها اختلافى كه هست در اين است كه بعضى به معبودهاى بيشترى قائلند، و بعضى آن را يكى مىدانند، بعضى رب زيادى، يعنى مدبر بسيارى قبول دارند، كه يا خدا امر تدبير را به آنها واگذار كرده، و يا خود مستقل در تدبيرند، و بعضى مدبر را هم يكى مىدانند.
[اشاره به مراد از اينكه فرمود: خداوند براى مؤمنان صالح العمل مودتى در دلها قرار مىدهد]
(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) كلمه ود و مودت به معناى محبت است، و در اين آيه شريفه وعده جميلى از ناحيه خداى تعالى آمده كه به زودى براى كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح مىكنند، مودتى در دلها قرار مىدهد، ديگر مقيد نكرده كدام دلها، آيا دلهاى خودشان يا دلهاى ديگران؟ آيا در دنيا، و يا در آخرت و يا بهشت؟ و چون مقيد نكرده، وجهى ندارد آن را مانند بعضىها[١] مقيد به بهشت كنيم، و به قول بعضى[٢] ديگر مقيد به قلوب همه مردم در دنيا كنيم، و يا مقيد به قيودى ديگر بسازيم.
البته در روايات شان نزول از طرق شيعه[٣] و اهل سنت[٤] آمده كه آيه شريفه در باره على (ع) نازل شده، و در بعضى[٥] ديگر كه تنها از طرق اهل سنت نقل شده آمده كه در
[١] ( ١، ٢، ٣) مجمع البيان، ج ٦، ص ٥٣٢.
[٢] ( ١، ٢، ٣) مجمع البيان، ج ٦، ص ٥٣٢.
[٣] ( ١، ٢، ٣) مجمع البيان، ج ٦، ص ٥٣٢.
[٤] الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٨٧.
[٥] روح المعانى، ج ١٦، ص ١٤٣.