ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٨ - بيان آيات استدلال كفار براى صحت روش خود و اثبات سعادتشان به اينكه مال و منالشان بيشتر و مقام و مجلسشان بهتر از مؤمنان است و جواب خداوند به اين پندار باطل
صرف تحقق مصداقى از ضلالت باعث آن تهديد شده، چون صرف چنين ضلالتى استحقاق مجازات استدراج كه عبارت است از ضلالت شديدتر، نمىشود.
جمله فليمدد صيغه امر غائب است، و برگشت معناى آن به اين مىشود كه يكى از واجبات بر خداى رحمان اين است كه چنين كسى را در ضلالت امتداد دهد، چون گفتيم صيغه، صيغه امر است، و امر در صورتى كه از كسى به سوى شخصى صادر شود معنايش اين است كه آن تكليف را بر او واجب كرده، و همچنين اگر آمر مخاطب خود را دستور دهد كه مرا امر به فلان كار بكن، معنايش اين است كه من اين كار را خواهم كرد، و آن را بر خود واجب كردهام.
كلمه مد و امداد به يك معنا است، ليكن راغب در مفردات گفته: امداد بيشتر در محبوب آمده، و مد بيشتر در مكروه استعمال شده است[١]، و مراد اين است كه كسى كه ضلالت بر او مستقر شود، و او در آن ادامه دهد- كه البته كنايه آيه به كفار است- خداى تعالى بر خود واجب فرموده كه او را در آنچه هست مدد كند، يعنى هر چيزى كه او را به گمراهى كشيده بيشتر به او بدهد، مانند زخارف دنيوى در مورد كلام، تا به خاطر آن و سرگرمى با آن به كلى از حق منصرف شود، و در نتيجه امر خدا- عذاب او يا قيامت- بناگهانى برسد، و آن وقت حق بر او روشن گردد، وقتى كه ديگر نتواند از حق منتفع شود.
پس اينكه فرمود:(حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ ...) دليل بر اين است كه اين مد خذلانى است به صورت اكرام، و مراد از آن اين است كه طرف از حق و پيروان حق منصرف شود، يعنى سرگرم زرق و برق حيات دنياى غدار گردد و حق برايش روشن نشود تا آن وقتى كه ديگر نتواند از آن منتفع شود، و آن هنگام نزول عذاب يا قيام قيامت است.
هم چنان كه در جاى ديگر فرمود:(فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا، سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ)[٢] و نيز فرمود(يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ، أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً)[٣].
[١] مفردات راغب، ماده مد .
[٢] وقتى عذاب ما را ديدند ديگر ايمانشان سودى برايشان نداشت، و اين سنت است از خدا كه همواره در بندگانش جريان داشته. سوره مؤمن، آيه ٨٥.
[٣] روزى كه بعضى آيات پروردگارت مىآيد ديگر ايمان هيچكس كه قبلا ايمان نياورده و يا در ايمان قبليش كسب خيرى نكرده بود سودى به حالش ندارد. سوره انعام، آيه ١٥٨.