ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٥ - بيان آيات استدلال كفار براى صحت روش خود و اثبات سعادتشان به اينكه مال و منالشان بيشتر و مقام و مجلسشان بهتر از مؤمنان است و جواب خداوند به اين پندار باطل
مگر آن كس را كه منكر آيههاى ما است، و گويد مال و فرزند بسيارم خواهند داد، نديدى؟ (٧٧).
مگر از غيب خبر يافته يا از خداى رحمان پيمانى گرفته است؟ (٧٨).
هرگز! آنچه را مىگويد ثبت خواهيم كرد و عذاب وى را كششى مىدهيم (٧٩).
و آنچه او مىگويد (از اموال و فرزندان) از او به ارث مىبريم و تنها نزد ما خواهد آمد (٨٠).
بيان آيات [استدلال كفار براى صحت روش خود و اثبات سعادتشان به اينكه مال و منالشان بيشتر و مقام و مجلسشان بهتر از مؤمنان است و جواب خداوند به اين پندار باطل]
اين آيات فصل دوم از كلماتى است كه قرآن كريم از كفار نقل كرده، و حاصلش اين است كه دعوت نبويه رسول خدا را به اين صورت رد كردهاند كه: هيچ سودى به حال كسى كه به او بگرود ندارد، و اگر اين دعوت حق مىبود مىبايستى دنياى گرونده را كه سعادت زندگى در آن است اصلاح كند، ساختمانهاى رفيع، و اثاث البيت نفيس، و جمال و زينتى به ايشان بدهد، و اين كفر ما كه خير دنيا را به ما رسانده خيلى بهتر از ايمان مؤمنين است، كه وضعشان را به آن فلاكت كشانده، نه حالى و نه مالى برايشان گذاشته، به زندگى سختى دچارشان كرده، و همين خود دليل است بر اينكه حق با كفر ما است، حقى كه به هيچ وجه نبايد با ايمان مؤمنين معاوضه شود.
آن گاه خداوند از گفتار آنها پاسخ مىدهد به اينكه(وَ كَمْ أَهْلَكْنا ...) كه چه بسيار مثل شما صاحبان عيش را ما هلاك كرديم، و اينكه(قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ ...) هر كه در ضلالت پافشارى كند بر خداست كه او را گمراهتر سازد، و سپس پاسخ خود را تعقيب مىكند به بيان حال كسانى كه فريب گفتار آنان را خوردهاند.
(وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا ...).
كلمه مقام اسم مكان از قيام است، و در نتيجه مقام به معناى مسكن است، و كلمه ندى به معناى مجلس، و به قول بعضى[١]، خصوص مجلس مشورت است، و معناى آيه اين است كه: كسانى كه كافر شدند به كسانى كه ايمان آوردند خطاب كردند چون لام در للذين به طورى كه گفتهاند[٢] لام تبليغ است، بعضى ديگر گفتهاند: اين لام تعليل را مىرساند، كه، معنا چنين مىشود: كسانى كه كافر شدند براى خاطر مؤمنين گفتند يعنى براى اغواء ايشان و اين كه از ايمان منصرف شوند .
[١] ( ١، ٢) روح المعانى، ج ١٦، ص ١٢٤ و ١٢٥.
[٢] ( ١، ٢) روح المعانى، ج ١٦، ص ١٢٤ و ١٢٥.