برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤ - فضيلت تلاوت سوره
و چون چنين است «جاويد و پر بركت است خداوندى كه پروردگار عالميان است» (فَتَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ).
(آيه ٦٥)- اين آيه مسأله توحيد عبوديت را از طريق ديگر تعقيب مىكند، و آن طريق انحصار حيات به معنى واقعى به خداوند است، مىفرمايد: «اوست زنده واقعى» (هُوَ الْحَيُّ).
چرا كه حياتش از ذات اوست و متكى به غير نيست، حياتى است كه در آن مرگ راه ندارد و جاودانه است، تنها خداوند چنين است، و همه موجودات زنده غير از او حياتى آميخته به مرگ دارند، و اين حيات محدود و موقت را از ذات پاك خداوند مىگيرند.
روشن است كسى را بايد پرستش كرده كه زنده است و داراى حيات مطلق، لذا به دنبال آن مىافزايد: «هيچ معبودى جز او وجود ندارد» (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).
«و اكنون كه چنين است تنها او را بخوانيد، و دين خود را براى او خالص كنيد» (فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ).
و هر چه غير اوست كنار بگذاريد كه همه فانى مىشوند.
و آيه را با اين جمله پايان مىدهد: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است» (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ).
اين جمله در حقيقت تعليمى است براى بندگان كه خدا را به خاطر نعمتهايى كه در آيات قبل اشاره شد، نعمتهايى كه تمام وجود انسان را فراگرفته، مخصوصا نعمت حيات و زندگى، حمد و ستايش كنند، و شكر و سپاس گويند.
(آيه ٦٦)- در اين آيه به عنوان يك نتيجه گيرى از بحثهاى توحيدى گذشته و براى مأيوس ساختن مشركان و بت پرستان روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كرده، مىفرمايد: «بگو: من نهى شدهام از اين كه معبودهايى كه شما غير از خدا مىخوانيد پرستش كنم، چرا كه بيّنات و دلائل روشن از سوى پروردگارم براى من آمده است» (قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُ مِنْ رَبِّي).
نه تنها نهى شدهام كه غير او را نپرستم بلكه: «مأمورم تنها در برابر پروردگار