برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - فضيلت تلاوت سوره
فرزندان آدم انتقام گيرم، و همه را به گمراهى بكشانم.
در حقيقت او مىخواست تا آخرين فرصت ممكن به اغواى فرزندان آدم بپردازد، چرا كه روز رستاخيز پايان دوران تكليف است، و ديگر وسوسه و اغوا مفهومى ندارد، علاوه بر اين با اين درخواست مرگ را از خود دور كند، و تا قيامت زنده بماند، هر چند همه جهانيان از دنيا بروند.
(آيه ٨٠)- در اينجا مشيّت الهى- به دلائلى كه به زودى اشاره خواهيم كرد- اقتضا نمود كه اين خواسته ابليس برآورده شود، اما نه بطور مطلق، كه به صورت مشروط، چنانكه آيه شريفه مىفرمايد: «گفت: تو از مهلت داده شدگانى» (قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ).
(آيه ٨١)- ولى نه تا روز رستاخيز و مبعوث شدن خلايق بلكه «تا روز و زمان معينى» (إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ).
اين تعبير اشاره به پايان اين جهان است چرا كه در آن روز همه موجودات زنده مىميرند، و تنها ذات پاك خداوند مىماند. (قصص/ ٨٨)
(آيه ٨٢)- اينجا بود كه ابليس مكنون خاطر خود را آشكار ساخت، و هدف نهائيش را از تقاضاى عمر جاويدان نشان داد، و «گفت: به عزّتت سوگند كه همه آنان را گمراه خواهم كرد»! (قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ).
سوگند به «عزت» نشان مىدهد كه او نهايت پافشارى را در تصميم خويش داشته و دارد، و تا آخرين نفس بر سر گفتار خود ايستاده است.
(آيه ٨٣)- ولى متوجه اين واقعيت بود كه گروهى از بندگان خاص خدا به هيچ قيمتى در منطقه نفوذ و حوزه وسوسه او قرار نمىگيرند، لذا ناچار آنها را از گفتار بالا استثنا كرد و گفت: «مگر بندگان مخلص تو از ميان آنها»! (إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ).
همانها كه در راه معرفت و بندگى تو از روى اخلاص و صدق و صفا گام بر مىدارند، تو نيز آنها را پذيرا شدهاى، خالصشان كردهاى، و در حوزه حفاظت خود قرار دادهاى.