برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - فضيلت تلاوت سوره
تيره» به هم آميختند، و موجودى عجيب و بىسابقه كه قوس صعودى و نزوليش هر دو بىانتها بود آفرينش يافت، و موجودى با استعداد فوق العاده كه مىتوانست شايسته مقام «خليفة اللهى» باشد، قدم به عرصه هستى گذاشت «در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند» (فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ).
(آيه ٧٤)- «جز ابليس كه تكبّر كرد و از كافران بود» (إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ).
آرى! بدترين بلاى جان انسان نيز همين كبر و غرور است كه او را از درك حقايق محروم مىسازد، و به تمرد و سركشى وا مىدارد، و از صف مؤمنان كه صف بندگان مطيع خداست بيرون مىافكند، و در صف كافران كه صف ياغيان و طاغيان است قرار مىدهد.
(آيه ٧٥)- اينجا بود كه ابليس از سوى خداوند مورد مؤاخذه و بازپرسى قرار گرفت.
«فرمود: اى ابليس! چه چيز مانع تو از سجده كردن بر مخلوقى كه با قدرت خود آفريدم گرديد»؟ (قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ).
تعبير به «يدى» (دو دست) در اينجا كنايه از قدرت است.
سپس مىافزايد: «آيا تكبر كردى يا از برترينها بودى»؟ برتر از اين كه فرمان سجود به تو داده شود (أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ).
بدون شك احدى نمىتواند ادعا كند كه قدر و منزلتش ما فوق اين است كه براى خدا سجده كند.
(آيه ٧٦)- اما ابليس با نهايت تعجب شق دوم را انتخاب كرد، و معتقد بود برتر از آن است كه چنين دستورى به او داده شود، لذا با كمال جسارت به مقام استدلال در مخالفتش با فرمان خدا برآمد و «گفت: من از او (آدم) بهترم، مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل»! (قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ).
در حقيقت او با اين سخن مىخواست هم حكمت خدا را نفى كند و هم امر او را- نعوذ باللّه- بىمأخذ بشمرد.