تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣ - حديث
حديث
٣٨٣. سعد السعود از جمله آنچه كه خداوند در زبور به داود عليه السلام وحى كرد: به گاه سخن، رسا سخن گفتيد؛ امّا در عملْ كوتاهى كرديد، در حالى كه اگر در عمل، جديّت مىكرديد و سخنرانى را كوتاه مىنموديد، براى شما مايه اميدوارى بيشترى بود. امّا شما آهنگ آيات مرا كرديد و آنها را به سخره گرفتيد، و به ستمگرى روى آورديد و بدان، شُهره گشتيد، با اين كه مىدانستيد از من گريزى نيست و زشتكارىهاى دنيا را بنيان گذاشتيد.[١]
٣٨٤. رسول خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عز و جل به عيسى بن مريم وحى كرد: «اى عيسى! خود را با حكمت من، اندرز ده. اگر از آن سود بردى، آنگاه مردم را موعظه كن؛ وگرنه از من حيا كن».
٣٨٥. رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به ابن مسعود: اى ابن مسعود! از كسانى مباش كه مردم را به نيكى هدايت مىكنند و آنان را به نيكى فرمان مىدهند، اما خود از آن غافلاند. خداوند متعال مىفرمايد: «آيا مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خود را فراموش مىكنيد؟!» ....
اى ابن مسعود! از كسانى مباش كه بر مردم سخت، امّا بر خود آسان مىگيرند. خداوند متعال مىفرمايد: «چرا مىگوييد آنچه را انجام نمىدهيد؟».
٣٨٦. رسول خدا صلى الله عليه و آله: اى ابوذر! آن كه گفتارش با رفتارش هماهنگ باشد، همان
كسى است كه به بهرهاش رسيده است؛ اما آن كه سخنش با كردارش ناهمگون باشد، خود را سرزنش مىكند.
[١] در بحار الأنوار،« أمنتم» به جاى« أسّستم» آمده است كه به معناى ايمن پنداشتن خود از مصيبتهاى دنياست.( م)