تبليغ بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - حديث
١٠٨. امام صادق عليه السلام: پنج خصلت است كه در هر كس يكى از آنها نباشد، خير و فايده چندانى در او نيست: اوّل: وفا، دوم: تدبير، سوم: حيا، چهارم: اخلاق نيك، و پنجم كه جامع همه اين خصلتهاست، آزادگى است.
٣/ ١٢
دعوت به شناسايى حق مداران به وسيله حق
قرآن
«بلكه گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى يافتيم و ما [هم با] پيگيرى از آنان، رهيافتگانيم» و بدين گونه، در هيچ شهرى پيش از تو هشدار دهندهاى نفرستاديم، مگر آن كه خوشگذرانان آن گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى [و راهى] يافتهايم و ما از پىِ ايشان رهسپاريم». گفت: «هر چند هدايتكنندهتر از آنچه پدران خود را بر آن يافتهايد، براى شما بياورم؟». گفتند: ما [نسبت] به آنچه بدان فرستاده شدهايد، كافريم.»
حديث
١٠٩. أمالى المفيد به نقل از اصبغ بن نباته: حارث هَمْدانى با گروهى از شيعيان كه من نيز در ميان آنان بودم، بر امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام وارد شد. حارث در حالى كه بيمار بود، خميده راه مىرفت و با عصايش بر زمين مىكوبيد. از آنجا كه حارث نزد امير مؤمنان منزلتى
داشت، [امام] به او رو كرد و فرمود: «خود را چه سان مىبينى اى حارث؟».
حارث گفت: اى امير مؤمنان! روزگار، پيرم ساخته و مشاجره يارانت با يكديگر در حضور تو، بر آتش عطش و حرارت حبّ و بغض من افزوده است.
فرمود: «مشاجره آنان بر سر چيست؟».
حارث گفت: درباره تو و آن سه [خليفهاى] كه پيش از تو بودند. برخى به افراط گراييده، گزافه مىگويند، و گروهى ميانهرو و پيرواند، و جمعى در حالت ترديد و شك به سر مىبرند و نمىدانند گامى پيش نهند يا وا پس نهند.
فرمود: «كافى است اى برادر هَمْدانى! بدان كه بهترينِ شيعيانم ميانهروها هستند، كه غلوكننده بايد به سوى آنها باز گردد، و عقبمانده به آنها بپيوندد».
حارث به امام گفت: پدر و مادرم فدايت! كاش زنگار از دلهايمان برمىگرفتى و ما را در اين باره به بينشى مىرساندى.
فرمود: «بس است! تو كسى هستى كه كار بر تو مشتبه شده است؛ چه، دين خدا با انسانها شناخته نمىشود؛ بلكه به نشانه حق شناخته مىشود. پس حق را بشناس تا اهل آن را بشناسى. اى حارث! حق، نيكوترين سخن است و كسى كه آن را آشكار سازد، مجاهد است».